سفارش تبلیغ
صبا
حسام ســرا
 
قالب وبلاگ
لینک دوستان

یک انسان عقلانی باید...

1. در روز حداقل یک بار بگوید «من نمی‌دانم‌».

2. کمتر از کسی تقاضایی داشته باشد و عمدتا به همت، فکر، برنامه‌ریزی و زحمات خود اتکا کند.

3. در موضوعاتی که اطلاعات کلی دارد، اظهار‌نظر نکند.

4. دغدغه کانونی زندگی او، بهترین عملکرد در حرفه‌اش باشد.

5. به استقبال کسی برود که با او تفاوت یا حتی تضاد فکری دارد.

6. بدون اجازه قبلی از کسی، سخن او را به شخص دیگری بازگو نکند.

7. زباله را به خیابان و از اتومبیل به بیرون پرت نکند.

8. با رعایت حروف اضافه و با ‌‌‌نهایت دقت، «نقل قول» کند.

9. دائما در حال تغییر و بهتر شدن باشد، به طوری که اطرافیان تغییر را حس کنند.

10. از اینکه دیگران را به خود و افکار خود دعوت کند، چه مستقیم چه غیرمستقیم‌ پرهیز کند.

11. برای محیط جنگل که به مه، نم نم باران و رنگ‌های زنده طبیعت آمیخته شده، وقت بگذارد.

12. این ظرفیت را در خود ایجاد کند که واکنش به دیگران را حتی تا پنج سال به تأخیر اندازد.

13. حدود 10 درصد از وقت، انرژی و تخصص خود را ‌‌رایگان‌ صرف جامعه کند.

14. در حرفه‌ای که تخصص ندارد، مسئولیت نپذیرد.

15. خوشبختی را با راحتی و مصرف‌گرایی مساوی نداند.

16. هر دو سال یک بار، با ارزیابی کار‌ها و رفتارهای خود‌ به اشتباهات گذشته پی برده و خود را اصلاح کند.

17. با عبارت «من اشتباه کردم» به صلح دائمی برسد.

18. حریم شهروندان را رعایت کند: در نظم صفوف، خود‌پرداز بانک، پارک کردن، نزاکت عمومی، عابر پیاده، صحبت آرام.
 
19. آنقدر بر قوای فکری و روحی خود وقت گذاشته باشدتا نیاز به تایید و تمجید دیگران در خود را، در یک دوره پنج ساله به صفر برساند.

20. از رفتن به تئا‌تر به عنوان منبعی برای رشد و شکوفایی خود استفاده کند، چون تئا‌تر قدرت مند‌ترین نمایش توانایی‌های انسان‌هاست.

21. در هر نوع تصمیم‌گیری از خرید دمپایی تا مسائل جدی حرفه‌ای، راه‌های مختلف را مکتوب کند، مطالعه کند، مشورت کند و با دقت 90 درصدی به نتیجه برسد.

22. با عمل خود به دیگران نشان دهد، تفاوت میان هشت و هشت و یک دقیقه را می‌داند.

23. در روز حداقل از پنج نفر قدردانی کند: به خاطر نزاکت، اخلاق، دانش و خلاقیت آن‌ها.

24. قبل از قضاوت کردن در مورد فردی، حداقل ده ساعت با او تعامل فکری رودررو برقرار کند تا با جهان او آشنا شود.

25. «ناراحت شدن» از توانایی‌ها، ظرفیت‌ها و برتری‌های دیگران را در خود به تعطیلی بکشاند.
26. اجازه دهد افراد، سخن خود را تمام کنند.

27. به موسیقی به عنوان یک منبع تمرکز، آرامش و خوداکتشافی نگاه کند.

28. حداقل 20 درصد وقت خود را صرف توسعه فردی، فکری، اخلاقی و مدنی نماید.

29. در صحبت کردن، یک سوم سؤال کند و دو سوم قضاوت. بعد از پنج سال، پنج ششم سؤال و یک ششم قضاوت.
 
30. حداقل یک ساعت در روز‌ مطالعه کند.


[ دوشنبه 93/10/29 ] [ 8:26 صبح ] [ اکبر حسامی ] [ نظرات () ]

تفاوت روستا وشهر

اگر از شما بپرسند شهر چه تفاوتهایی با روستا دارد واگر از روستا وارد شهری شویم انتظار داریم باچه منظره های شهری ورفتارهای انسانی مواجه شویم پاسخ شماچیست ؟


[ شنبه 93/9/22 ] [ 10:40 عصر ] [ اکبر حسامی ] [ نظرات () ]

  آداب تشکر کردن : 
متشکرم یکی از اولین کلماتی است که در کودکی یاد می گیریم . مشکل این است که در بچگی همیشه باید از همه تشکر کرد . باید مداوم بگویید : متشکرم ،ممنونم  . بله . باید از همه تشکر کرد تا این که بالاخره یک روز از این که باید از همه ی کره زمین و موجوداتش تشکر کنید خسته و بیزار می شوید . آن وقت است که به جای تشکر خواهید گفت : " اه" به این می گویند رسیدن به دوران بلوغ ! 

شاید هم فکر می کنید در بچگی آن قدر تشکر کرده اید که حالا در دوران بلوغ سهمیه ی تشکرتان تمام شده . برای همین است که دیگر زیاد تشکر نمی کنید یا این که برای گفتن "متشکرم" وقت کم می آورید،یا شاید عجله دارید و درس و کار و زندگی دیگر حوصله ای برایتان باقی نگذاشته .

به هر حال بعد از دوران بلوغ دیگر کمتر تشکر می کنید ،در حالی که برای ادای کلمه ی "متشکرم" فقط به یک ثانیه وقت احتیاج دارید . یعنی همان اندازه که " آه "گفتن وقت میگیرد . 

تشکر کردن علامت این است که کسی برای شما کاری انجام داده و آن کار در شما اثر خوبی به جا گذاشته است . برای همین باید از نانوا که نان می دهد تشکر کرد . از لبنیاتی که بقیه پول را پس می دهد تشکر کرد . باید از افرادی که جایشان را در اتوبوس به شما می دهند تشکر کرد یا آن هایی که در را برایتان باز می کنند یا به شما کمک می کنند و یا ... حالا روزگاری است که ادای این کلمه شما را محبوب خاص و عام می کند . آداب تشکر کردن هم مانند سایر کارها آدابی دارد . 
کلمه ی "لطفا" را به شخصی می گویند که تقاضایی از اوکرده باشند ،مثلا" ساعت را بپرسند . نشانی بگیرند ، کبریت بخواهند .ولی اشکال این جا است که همیشه بعد از لطفا" ، باید کلمه ی "متشکرم"را هم بکار برد.(که جمعا" می شود دو ثانیه) البته این در صورتی است که شخص مقابل تقاضایتان را انجام دهد .

آداب پرسیدن ساعت برای این که جلوی مردم مودب جلوه کنیم ، باید یاد بگیریم چطور سوال کنیم . مثلا" چطور از یک خارجی وقت را بپرسیم. مستر (یا میسیز)خارجی ساعت چند است ؟ مستر(یا میسیز)خارجی ممکن است بگویید ساعت چند است؟ لطفا" ساعت را به من بگویید. البته فراموش نکنید که در موقع پرسیدن وقت نباید ملیت طرف را به رخش بکشید.مثلا" نگویید آقای فرانسوی ساعت چند است ؟ بهترین انتخاب این است که بگویید ساعت چند است ؟ یا میشه لطفا" بگین ساعت چنده ؟ توجه اگر به زبان مادری خویش جواب شما را داد وی را مسخره نکنید !

آداب خواهش کردن :
"خواهش می کنم" را زمانی به کار می برند که طرف بخواهد جواب تشکر شما را بدهد. در این صورت می گویید خواهش میکنم،این که کاری نبود.(در حالی که کاری بوده کارستان). البته شما غریقی را که تصمیم به خودکشی داشته نجات می دهید(تازه بعد هم می فهمید که سینه پهلو کرده)دیگر نبایید بگویید " این که کاری نبود "مخصوصا" نباید بگویید "در خدمتم." زیرا ممکن است او به امید جواب شما دوباره دست به خودکشی بزند و خود را غرق کند. 

به هر حال در جواب کسی که از شما تشکر می کند همیشه باید بگویید "خواهش می کنم ". معذرت می خواهم : معذرت را وقتی می خواهند که به طرف مقابل از نظر جسمی و روحی آزار رسانده باشند . چه زمان باید معذرت خواهی کرد؟ وقتی از کنار کسی رد می شوید و برای لحظه ای جلوی نور آفتاب را می گیرید و او را در سایه قرار می دهید . وقتی پای کسی را لگد می کنید. وقتی کسی را "هل "می دهید. وقتی اشتباها" کسی را به قتل می رسانید ! 

توجه : سربازی که در جنگ دشمن را بکشد نباید از خانواده ی او معذرت خواهی کند ،بلکه اگر تیرش به خطا رفت باید از فرمانده اش عذر خواهی کند. ممکن است مرا ببخشید؟ وقتی طلب بخشش می کنند که به طرف مقابل آزار و صدمه رسانده باشند . در این صورت می گویند : " مرا ببخشید "

آداب سلام کردن به دیگران :
سابقا"در روستاها همه به یکدیگر سلام می کردند ولی حالا جمعیت کره ی زمین آن قدر زیاد شده که دیگر وقت باقی نمی ماند تا به همه ی مردم سلام کنیم . مردم از سلام کردن ما خوششان می آید و چون این کار هیچ خرجی بر نمی دارد،بهتر است از سلام کردن دریغ نکنید . چگونه باید سلام کرد ؟ خیلی آسان است ، بگویید سلام .

آداب دست دادن :
با این افراد شما دستتان را جلو نبرید. بگدارید اگر او مایل بود دست دراز کند :
1- به شخص مسن تر از خودتان 
2- به یک شخصیت مهم 
3- به کسی که به شما معرفی می شود .
  نکته: همیشه در مواجه با فرد بزرگتر سلام کردن وظیفه کوچکتر است اما دست دادن وظیفه بزرگتر. یعنی تا زمانی که بزرگ تر رغبت به دست دادن نشان نمی دهد کوچک تر نباید به سمت او دست دراز کند حتی در بعضی فرهنگ ها این حرکت یعنی دست دادن کوچک تر به بزرگ تر نوعی نوعی بی احترامی محسوب می شود!

توجه : به فقیری که دستش را پیش آورده ، نباید دست بدهید . بلکه سکه ای در کف دستش بگذارید . آیا برای دست دادن باید دستکش ها را از دستش بیرون آورد ؟ بله شخصی که می خواهد با شما دست بدهد ، مایل است دست شما را بفشارد نه دستکش را . توجه : فقط یک بوکسور می تواند در موقع سلام با حریف دستکش هایش را از دست ها در نیاورد. از قدیم گفته اند:"سلام ناخدا با ناخدا ، توپ است در دریا. 

آداب معرفی کردن : 
هرگز نباید دو نفری را که با هم آشنا نیستند برای مدت طولانی در کنار یکدیگر تنها گذاشت . باید از قبل آن ها را به هم معرفی کرد . یادمان باشد که همیشه فرد پایین دست را (چه از نظر سنی ، چه شغلی و ...) به فرد بالادست هاکه این افراد هستند ، خانم ها(در مقابل آقایان ) مسن ها (در مقابل جوانان) روسای حکومتی (در مقابل بقیه ی افراد) معرفی کنید. حتی اگر پدرتان نیز بسیار قابل معرفی باشد ، هرگز اول او را به یک دوست جوان معرفی نکنید بلکه دوست را به پدرتان معرفی کنید . "بابا،دوستم فلانی را معرفی می کنم ." نه اینکه "آقای فلانی ! پدرم را به شما معرفی می کنم ."

توجه : اگر آقای فلانی هیچ کشفی نکرده نباید بگویید:"آقای فلانی را که هیچ کشفی نکرده به شما معرفی می کنم ." برای معرفی بی نوایی که نام فامیل بسیار عجیب و مشکلی دارد کافی است او را با نام کوچکش معرفی کنید.

" آداب احترام گذاشتن :
 حرمت به افراد ، حرمت به تفاوت ها و طرز تفکر و منش متفاوت آنها است . تصور کنید اگر بنا بود تمام مردم کره ی زمین مانند هم بودند ،دنیا چه قدر خسته کننده می شد . آیا باید حرمت دیگران را حفظ کرد ؟ بله ، باید حرمت تمام انسانها را حفظ کرد . زیرا بالاخره افرادی هم وجود دارند که ما باید خودمان را مجبور کنیم به آنها احترام بگذاریم مثل : آن ها که مرتبا" بوق می زنند. آن ها که لوله ی اگزوز موتورسیکلتشان را دست کاری می کنند تا صدای گوش خراشی بدهد . آن ها که ... آن ها که ... و سر انجام آن هایی که حرمت هیچ کس و هیچ چیز را نگه نمی دارند:

1- حرمت به خارجیان :
فراموش نکنیم به محض اینکه به آنطرف مرز قدم بگذاریم ، ما هم غریبه و خارجی می شویم . 

خارجی ها می توانند سیاه پوست ، زرد پوست ، سرخ پوست ، باشندشاید این رنگ ها هستند که بیشتر سفید پوستان را جری می سازند. 

حرمت آداب و رسوم خارجی ها را حفظ کنیم . با یک سیاه پوست درباره ی برده های سیاه پوست صحبت نکنیم و یک آلمانی را از اعقاب هیتلر نخوانیم . وقتی یک موجود فضایی را که از کره مریخ آمده ، دیدید ،به او نخندید. یک چینی را که سگ و گربه می خورد مسخره نکنید مگر این که سگ و گربه ی شما را خورده باشد. توجه : هرگز به یک خارجی نگویید " اجنبی ".

2- حرمت به افراد مستمند :

افراد مستمند مناعت خود را دارند . آن ها فقر خود را پنهان می کنند . شما هم باید طوری رفتار کنید که انگار فقرشان را نمی بینید .

3- حرمت به ثروتمندان :

پولدارها زندگی جالب و راحتی ندارند . مغز آن ها دیگر به چیز های ساده و با مزه و شاد نمی اندیشد . آن ها دیگر نمی دانند برای تفریح بیشتر چه کنند . آن ها دیگر بلد نیستند وقت گذرانی کنند چون وقت برایشان طلاست . آیا فکر می کنند چون ثروتمند هستند خوشبخت اند و نخواهند مرد ؟ پس بدبخت خوشبخت ها ...! 

4- حرمت به خانم :

خانم ها بسیار قابل حرمت هستند به همین دلیل : آقا باید در را برای خانم باز کند و بگذارد که او اول وارد شود و هم چنین باید کمی زودتر سر قرار حاضر شود . آقا نباید یک متر جلوتر از خانم حرکت کند (نیم متر اشکالی ندارد !) آقا باید موقع رساندن خانم به منزل آن قدر بایستد تا خانم وارد منزل شود .

پسرها نباید دختر ها را مسخره کنند حتی اگر زیبا نباشند . آیا پسرها مطمئن هستند که خودشان خوش قیافه هستند ؟ و تا ابد خوش قیافه باقی خواهد ماند؟

نباید فراموش کرد که دخترانی هستند که خیلی زیبا نیستند ولی می توان در کنار آنها خوشبخت بود و از همه مهمتر ممکن است کم حرف باشند این خود بزرگ ترین نعمت است . ( سیرت زیبا برتر از صورت زیبا است)

5- حرمت به چاق ها :

اگر چاق ها چاق هستند ، تقصیری ندارند . اغلب به اندازه ی یک فرد عادی غذا می خورند . در حقیقت کافی است به سیب زمینی چشم در چشم نگاه کنند و چاق شوند . چاق ها زندگی مشکلی دارند . همه به آن ها نگاه می کنند . آن ها را مسخره می کنند . وقتی از پله ها بالا می روند نفسشان بند می آید . هرگز نمی توانند شیک پوش شوند . از همه مهمتر هرگز نمی توانند با یک فرد عادی در وزن معمولی الاکلنگ بازی کنند زیرا همیشه الاکلنگ طرف چاق ها پایین است و روی زمین می ماند . باید چاق ها را دوست داشت ، زیرا چاق ها دلشان هم چاق و بزرگ است .
توجه : در درون هر انسان چاق ، یک انسان لاغر فریاد می زند : " بگذار من از این زندان خلاص شوم ."
 6- حرمت به معلم :
اگر استادتان شما را دوست ندارد ،بهتر است با او مدارا کنید . توجه داشته باشیم که اگر معلم نبود ، چه قدر نادان از دنیا می رفتیم .
-زندگی معلم را خراب نکنید .
-وقتی او حرف می زند شما حرف نزنید . 
-مدام به ساعتتان نگاه نکنید .
-فکر نکنید این او است که بد درس می دهد .
-شاید این شما باشید که بد می فهمید .
-فکر نکنید که از جریمه کردن شما لذت می برد .
-اگر در درسی نمره ی تک گرفتید ، پدرتان را نفرستید تا با او زور آزمایی کند !

7- حرمت به پیرها :
در هر دوره از زمان ، به مغزمان فرو می کنند که جوان های این دوره بد تربیت شده اند . دوره ی قدیم جوان ها بهتر بودنند و همیشه این حرف را پیرها می زنند . جوان ها صندلیشان را به پیرها نمی دهند . پیرها هم همینطور، صبر داشته باشید . بالاخره یک روز پیرها می روند و شما جوان ها پیر می شوید و میتوانید روی صندلی آنها بنشینید .

هرگز پیرها را نرنجانید . آن ها شکننده اند و مانند یک لیوان نازک زود می شکنند . با آن ها قبل از سفر ابدی شان مهربان باشید . بگذارید از کره ی زمین خاطره ی خوبی با خود ببرند . این باعث می شود ابدیت شان را با آرامش و حوصله سپری کنند . هر بار که سالخورده ای را می بینید ، کودک نوجوانی را به خاطر بیاورید که دورانی طولانی از جوانی اش گذشته است .

توجه : فراموش نکنید که میان پیر و جوان فقط چند سال سن قرار گرفته است .

8- حرمت به پلیس :
دو نوع پلیس وجود دارد : پلیسی که پس از دزدیدن یک موتورسیکلت از دستش فرار می کنیم و پلیسی که پس از دزدیده شدن موتورسیکلتمان به او مراجعه می کنیم ، هر دو یک نفر هستند!
پلیس ها هم رحم و عطوفت دارند . هر بار که اطلاعاتی از پلیس می خواهید باید بگویید : "سلام سرکار" " لطفا" سرکار " " متشکرم سرکار " " خداحافظ سر کار " و هر بار که از کلانتری خارج می شوید ، هرگز نگویید به امید دیدار .  بگویید : بدرود . خداحافظ.   
- قوانین مهم معاشرت پسندیده

در روزگاران پیشین به آداب و نزاکت اجتماعی بهای بیشتری داده می‌شد، اما افسوس که جامعه امروز دستخوش تحولات گوناگونی شده است. مقصود من آن نیست که مردم باید همانند روبات آداب معاشرت را یک به یک و مو به مو، برده وار رعایت و اجرا کنند بلکه رعایت برخی آداب پسندیده به شما کمک خواهد کرد تا شأن و منزلت اجتماعی‌تان ارتقا یابد. 

- همیشه مودب باشید
اگـر هـم از کـسی خوشتان نمی آید نیازی نیست که شان و منزلت خودتان را تا سطح اجـتمـاعی آن فرد تنزل دهید. مودب و با نزاکت بـاشید تـا بـرتـری خـود را نـسـبـت بـه آن شخص ثابت کنید.

- هیچگاه دشنام ندهید
دشنام و ناسزاگویی مطلقا ممنوع است. چون نشان دهنده آن است که شما قادر نیستید برای بـیـان عقاید خودتان از واژه ها ولغات مناسبتری بهره بگیریـد. از آن گذشته لاابالیگری همیشه دور از نزاکت و ادب می باشد.

- با صدای بلند صحبت نکنید
هنگامی که با صدای بلند صحبت می کنید، بـاعث بالا بردن سطح استرس میان اطرافیان خود می گردید. بـلند صحبت کردن بیانگر آن است که شما قادر به بحث منطقی با دیگران نـیـستید و عجز شما را در استدلال معقولانه نشان می دهد و آنکه می خـواهـیـد حرف خودتان را با توسل به زور وخشونت به کرسی بنشانید . هـمـچـنـیـن بلند صحبت کردن سبب جلب توجه اطرافیان میگردد البته توجه منفی.

- کنترل خود را از دست ندهید 
زمانی که شما کنترل اعصاب خود را از دست می دهید و از کوره در می روید به همه نشان می دهید قادر به کنترل احساسات و هیجانات خود نمی باشید. وقـتـی هم که شما از کنترل رفتار خودتان عاجز می بـاشیـد، چـگونـه قـادر بـه کـنـترل چیز دیگری خواهید بود؟ همواره خونسردی خود را حفظ کنید (کار آسانی نخواهد بود اما به زحمتش می ارزد).

- به دیگران خیره نشوید
زل زدن به دیگران و چـشـم چـرانـی نوعی تعرض به دیگران محسوب می گردد. شما که نمی خواهید بی جهت دیگران را مرعوب خود سازید؟ البته این سخن بدین معنی نیست که در هنگام صحبت کردن با کسی رو از او برگردانید، روبرگرداندن مخالف برقراری ارتباط چشمی و دور از ادب است.
خیره شدن هم با برقراری ارتباط چشمی تفاوت دارد. بنابراین ارتباط چشمی برقرار کنید ولی به کسی خیره نشوید.

- صحبت کسی را قطع نکنید 
پیش از آنکه اظهار عقیده ای بکنید، اجـازه دهـیـد صـحـبت دیگـران بـه پایان برسد. میان صحبت کسی پریدن نشانه بی نزاکتی و عدم برخورداری از مـهـارتـهای اجـتـمـاعـی فرد می باشد. اگر نمی خواهید خودبین و از خود راضی بنظر آیید، هیچگاه صحبت کسی را قطع نکنید و هرگاه که ناچار بـه انـجـام ایـن کـار شـدیـد حتـما بـا گـفـتـن جـمله معذرت می خواهم ، اقـدام بـه انـجام آن کار کنید. مـودب بـودن بـه مـفـهـوم آن اسـت کـه بـرای موقعیت، عقاید و احساسات دیگران احترام قائل شویم.

- همیشه وقت شناس باشید
مهم است که به وقت دیگران احترام بگذارید.سـر مـوقـع در جـلسات، قـرار مـلاقـات هـا، موقعیت های شغلی و اجتماعی حضور یابید. هـمچـنـین یک فرد متشخص می داند چه زمانی باید میهمانی را ترک کند.

- اسرار زندگی خصوصی خود را فاش نسازید
آبرو، شرافت، صداقت و بصیرت بـزرگـتـریـن و مـهـمـتـرین عـامـل برای حفظ اعتبار یک فرد متشخص می باشد. جزئیات زندگی خانوادگی وشخصی شما باید محرمانه باقی بمانند. 

 - آب دهان نیاندازید 
 اغلب مردها این کار را به طور ناآگاهانه انجام می‌دهند. آب دهان انداختن بسیار زننده بوده و بی‌شخصیتی فرد را می‌رساند. هیچگاه آب دهان نیاندازید مگر آن که بخواهید ثابت کنید انسان بی‌نزاکتی هستید. 

- حرمت بزرگترها را نگاه دارید
در واقع شما باید همانطور که دوست دارید مورد احترام دیگران باشید خود نیز به دیگران احترام بگذارید. من به این علت بزرگترها را مورد تاکید قرار دادم که امروزه جوانان خیال می‌کنند همه چیز را می‌دانند و از همه چیز سر در می‌آورند و در واقع خود را عقل کل می‌دانند، اما اینطور نیست. کافی است به 5 سال پیش خود بیاندیشید.....یقینا شما امروز بسیار باهوش‌تر و با تجربه‌تر شده اید. اینطور نیست؟ با آن که 5 سال پیش نیز فکر می‌کردید همه چیز را می‌دانید. 

- به اشتباهات دیگران نخندید
این یکی از پست‌ترین کارهای است که کسی ممکن است انجام دهد. هنگامی که شما اشتباهی مرتکب می‌شوید یا خراب کاری می‌کنید تنها انتظاری که از دیگران دارید آن است که اشتباهات و خطاهای شما را به رویتان نیاورند و از آنها چشم‌پوشی کنند. از آن مهمتر شما را به واسطه آنها مورد تمسخر قرار ندهند. 

- کلاه خود را از سر بردارید
  شاید امروزه این رسم دیگر هوادار نداشته باشد. شما می‌باید کلاه و هر آنچه بر سر دارید را به هنگام داخل شدن به منزل از سر خود بردارید. از آن گذشته هیچگاه با کلاه بر سر میز شام ننشینید چون این کار نشانه بی نزاکتی مفرط است.

- پیش از صرف غذا منتظر بمانید همه میهمانان سر جایشان بنشینند. 
زمانی که برای صرف غذا سر میز نشسته‌اید، باید منتظر بمانید تا تمام میهمانان کاملا سر جایشان بنشینند و آماده صرف غذا شوند. همه افراد باید در یک زمان شروع به صرف غذا کنند. این نکته اگرچه موشکافانه به نظر می‌رسد، اما بسیار حائز اهمیت است.

-  فخر فروشی نکنید
  هیچکس از آدم لاف زن خوشش نمی‌آید. در هنگام گفت‌وگو درباره مسائل مالی به دارایی‌های خود اشاره نکرده و ثروت خود را به رخ نکشید. 

- به ساعتتان نگاه نکنید
هنگامی که در یک جمع و محفلی هستید، مدام به ساعت خود نگاه نکنید مگر آن که بلافاصله قصد ترک آن محل را داشته باشید. وقتی به ساعتتان نگاه می‌کنید دیگران اینگونه برداشت می‌کنند که شما خسته و بی حوصله شده‌اید.


[ دوشنبه 93/2/15 ] [ 2:44 عصر ] [ اکبر حسامی ] [ نظرات () ]

دکتر محمود سریع القلم نوشت:

شهروند متمدن کسی است که: 

1. به شهروندان عادی بیشتر احترام بگذارد تا کسانی که پست و مقام دارند؛

2. بتواند سی صفحه در مورد خود، روحیات و افکار خود بدون حتی یک جمله تکراری بنویسد؛

3. برای خود به وسعت جهان، احترام قائل باشد؛

4. در روز حداقل پانزده دقیقه برای شناخت خود وقت بگذارد؛

5. از کسی سؤال خصوصی نپرسد؛

6. برای هر سؤالی، چندین پاسخ متفاوت قائل باشد؛

7. اختلاف خود با دیگران را با گفت وگو حل کند؛

8. مبنای قضاوت در مورد انسان ها: 95 درصد باطن و عمل آن ها، 5 درصد، ظاهرشان؛

9. انتظارات خود را از دیگران به حداقل برساند. با توانایی های خود زندگی کند؛

10. راست گویی و درست کاری را نه صرفاً یک فضیلت فردی بلکه استوانه آفرینش بداند؛

11. برای کل جامعه و آینده آن تلاش کند و نه صرفا در گروه و اطرافیان خود؛

12. در روز پانزده دقیقه با گُل و گیاه وقت بگذراند و رنگ ها را تقدیر کند تا بلکه قدری از قدرت، سیاست، پول و خودنمایی فاصله گیرد؛

13. در صف خودپرداز بانک، یک متر از کسی که مشغول کار بانکی است فاصله بگیرد؛

14. با عذرخواهی، فضای تنش ها را تخفیف دهد؛

15. از نیاز به نمایش، عبور کرده باشد؛

16. اگر می خواهد ثروتمند شود، نهادهای دولتی و حکومتی را ترک کند؛

17. بر کسانی که با او تفاوت فکری و سلیقه ای دارند، القاب نگذارد؛

18. در زندگی اجتماعی و سیاسی: 95 درصد فکر و مطالعه و استدلال، 5 درصد حس، شایعات و فضاها؛

19. تا بتواند در رانندگی بوق نزند؛

20. به گونه ای رفتار کند که صاحبان قدرت سراغ او بیایند و نه بالعکس؛

21. بخش مهمی از زندگی خود را برای بجا گذاشتن میراثی ارزشمند برای جامعه، طراحی کند؛

22. هنگام به کارانداختن برف پاک کن ها برای شستشوی شیشه ها، اتوموبیل های اطراف را کثیف نکند؛

23. برای هر انسانی، مستقل از اینکه چه فکری دارد و به کدام گروه تعلق دارد، ارزش انسانی قائل باشد؛

24. از دوستی ها و به خصوص حلقه اول دوستان خود، مانند گُل مراقبت کند؛

25. حداقل در دو کار گروهی به طور دائمی، برای فرونشاندن منیت های خود، مشارکت کند؛

26. اعتبار فکری افراد را در متون قابل اتکایی که تولید کرده اند، بداند؛

27. وارد شبکه ذهنی منتقدین خود شود تا جهان آن ها را بهتر درک کند؛

28. در رفتار اجتماعی و اخلاق فردی، قابل پیش بینی باشد؛

29. به هیچ فرد، گروه و ملتی دشنام ندهد. با مخالفین خود، حقوقی رفتار کند؛

30. شأن و منزلت خود را به مراتب بالاتر از کسانی بداند که پست و مقام و منصب دارند.



[ یکشنبه 93/1/17 ] [ 8:52 عصر ] [ اکبر حسامی ] [ نظرات () ]

چند سئوال وچند جواب

درتاریخ سه شنبه اول بهمن ماه 1392 نظری را دریافت کردم که عینا" دراینجا می آورم  . نظر دهنده گرامی از پاسخ ندادنم اظهار گلایه کرده اند اما چون هیچ نشانی  حقیقی ومجازی از وی نداشتم ناچار پاسخش را اینجا می آورم و از همه دوستانی که سئوال  یا ابهامی درباره مسائل مختلف شهری دارند درخواست می کنم نشانی، تلفن، ایمیل یا آدرسی از خودشان بنویسند تا بشود  پاسخ آنان را به صورت مقتضی داد . البته با راه افتادن سایت شورای اسلامی شهر امکان ارتباط درقالب پرسش وپاسخ  های متداول فراهم خواهد آمد واین مشکل برطرف خواهد شد اما عجالتا" تا آن زمان اگر منتظر پاسخ هستید لطفا برای دریافت پاسخ، ایمیل یا تلفن خود را  اعلام فرمایید . با احترام وپوزش بسیار

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::

به نام خداوند گردان چم/خداوند شهر پر از پبچ و خم/ز ما مردم زنده زنده رود/ز یزدان شما را هزاران درود
سلام خسته نباشید.شاید بهترین راه برا ارتباط از این طریق بود.من یکی از شهروندان شهر چمگردان هستم و به چمگردانی بودنم افتخار میکنم.اما متأسفانه همه ی شهر ها در شرف پیشرفت هستند الا شهرما.شهر های مجاور فروشگاه های زنجیره ای و پاساژ دارند که کلی کلاس داره،ولی چمگردان ما جمعه بازار داره که تو یه جای پر از دود و گرد و خاک.تازه آیا همه ی فروشندگان جمعه بازار بومی و خودی اند؟وقتی موقع عوارض شهر میشه کاسبای شهر و وقت بخور بخور غریبه.اون بابایی که میگه بقیه کاسبای شهر میتونند بیاند تو جمعه بازار فکر این نیست که اون کاسب باید چقدر وقت صرف چیدن مغازش بکنه؟
این به کنار.گلستان شهدای شهرما متأسفانه یه حسینیه نداره و چندین مرتبه مشاهده شده که افراد مشغول به کشیدن قلیان و یه بابایی بیشتر شبا اونجا سگ بازی میکرده؟اینه ادای دین شهدا؟
این زمینی که قراره تو خیابون امام پارک بشه کی میشه؟
ضمن سپاس و تقدیر و تشکر از همه ی شما و خسته نباشید،امیدوارم به حرف من که میشه بگم حرف اکثریت کاسبا و مردم شهر است گوشه چشمی بیندازید و دست در دست همه مردم شهر خویش را کنیم آباد.
موفق و سلامت و سرزنده و آباد باشید.یا علی 

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

سلام دوست وهمشهری خوبم

 از این که نظرتان را ابراز کرده اید ممنون وسپاسگزارم .

با نظر نخست شما موافق نیستم شهر ما باهمه کمبودهایی که دارد از شهرهای مشابه خودش کم تر نیست البته کمبودهایی دارد که درهمه شهرها دیده می شود. داشتن پاساژ وفروشگاه بزرگ فقط به شهرداری مربوط نیست اگر یادتان باشد تا یکی دوسال پیش مجتمع تجاری شهرداری واقع در پشت بانک صادرات خالی از کسب وکار بود واگر موضوع تعریض خیابان ابوذر نبود هنوز هم از این مجموعه استقبال نمی شد .اگر نزدیکی شهرما به مرکز شهرستان مانع نمی شد شاید کسانی برای سرمایه گذاری رغبت بیشتری نشان می دادند تا برای ساخت مجموعه های تجاری دست به کار شوند  اما این همه ماجرا نیست شورا وشهردار دوره چهارم در همین مدت کوتاه طرح بزرگی رابرای موضوع تجارت ومسکن تهیه کرده اند که درصورت اجرایی شدن اطلاعاتش منتشر خواهد شد .

اما جمعه بازار داستان دیگری است... آنچه اکنون مشاهده می کنید از شورای دوره سوم وشهردار منتخب آنان به ارث به شورای چهارم وشهردار منتخب آن رسیده است واین نیز مثل هر پدیده دیگر مخالفان وموافقانی دارد . این که این وضعیت درشأن مردم شهر نیست یک موضوع است واین که کسبه رغبتی به رفتن به جمعه بازار ندارند بحثی دیگر. دراین باره فکر بسیار شده است ودرحال حاضر به دلایلی امکان بازگو کردنش نیست اما سربسته می گویم که با برنامه ریزی های انجام شده وپیگیری های بسیار این وضعیت مدیریت خواهد شد فقط به اندازه کافی زمان می خواهد کمی به ما فرصت بدهید .

ساخت سالن کنار گلستان شهدا درجلسات شورای اسلامی شهر مورد بحث قرار گرفته است . امروز اگر درجایی سالن ساخته شود وبرای پارکینگ وسایل نقلیه فکری اساسی نشود هزینه ها ی بیجا صورت پذیرفته است امکان ساخت سالن درکنار گلستان شهدا وجود دارد اما ازدحام مردم برای پارک وسیله نقلیه مشکلات بعدی را ایجاد خواهد کرد شورا وشهرداری به دنبال جانمایی مکان دیگری هستند که با احداث سالن چند منظوره مشکل مردم برطرف گردد.

 درمورد رفتارهای ناپسند کنار گلستان شهدا می توان گفت تازمانی که نهادها وارگانهای متولی فرهنگ ( که خوشبختانه امروزه کم هم نیستند) برنامه های منسجم وهماهنگی نداشته باشند وبرای  آنچه برای جامعه «ارزش» محسوب می شود برنامه ریزی نکنند وهرکس راه خودش را دنبال کند نتیجه ای جز این حادث نخواهد شد برای ادای دین به شهدا باید کاری کارستان کرد «شعار» آسان ترین کاری است که در کوتاه مدت  افراد را راضی می کند اما دربلند مدت نتیجه ای ندارد.

زمین های موجود و بلااستفاده شهر، همگی متعلق به شهرداری نیستند زمین خیابان امام متعلق به آموزش وپرورش است وآنچه دراین زمین احداث شده مجوزی برای ایجاد پارک نیست برای احداث پارک ،طرح های دیگری درنقاط مختلف شهر تدارک دیده شده است که درسال آینده اجرایی می شوند .

شادیتان را از شادی بخش لایزال خواستارم


[ سه شنبه 92/11/8 ] [ 2:27 صبح ] [ اکبر حسامی ] [ نظرات () ]

ده نکته اخلاقی برای دارندگان تلفن همراه

لازمه استفاده از ابزارها و سرویس‌های تکنولوژیک، آگاهی از مجموعه‌ای از کدهای اخلاقی است که زیر پا گذاشتن آنها ممکن است در بسیاری از فرهنگ‌ها بی‌احترامی یا بی‌ادبی تلقی شود.
ضریب نفوذ موبایل در سال‌های اخیر در سراسر جهان به طور انفجاری و برق‌آسا افزایش یافته؛ به‌طوری که هم‌اکنون به اندازه شمار همه ساکنان کره زمین، گوشی‌های موبایل در جهان وجود دارد. در چنین شرایطی، موبایل بخشی جدایی‌ناپذیر از فرهنگ شده و استفاده از آن مستلزم رعایت مجموعه‌ای از معیارهای اخلاقی است.

سرویس تکنولوژی خبرگزاری رویترز به تازگی منشوری را منتشر کرده تا نکات اخلاقی مهم در بهره‌گیری از تلفن همراه را بار دیگر به کاربران گوشزد کند. این 10 نکته را در ادامه بخوانید تا بدانید چه رفتارهایی در هنگام استفاده از تلفن همراه غیرقابل‌پذیرش است:

1) به کسانی که در اطراف شما هستند احترام بگذارید. وقتی با دیگران رو در رو برخورد می‌کنید، در یک جلسه کاری یا مکالمه دوستانه، توجه کامل و بی‌کم‌وکاست خود را به آنان بدهید و از ور رفتن با موبایل خود به دلایل مختلف،برای اس‌ام‌اس بازی و پاسخ به تماس‌ها یا چک کردن ایمیل‌ها،بپرهیزید. اگر تماسی آن‌قدر مهم است که باید به آن پاسخ دهید، از طرف صحبت خود عذرخواهی کنید و اجازه بگیرید و پس از آن مکالمه با آن سوی خط را آغاز کنید.

2) فریاد نزنید. همیشه حواس‌تان باشد تا وقتی مشغول مکالمه با موبایل هستید، داد و هوار راه نیندازید. به طور متوسط کاربران موبایل در هنگام مکالمه تلفنی صدای خود را 3 برابر بلندتر از مکالمات حضوری می‌کنند. همیشه حواس‌تان به بلندی صدای‌تان باشد.

3) وقتی برای صرف غذا با کسی قرار می‌گذارید، با توجه بیش از اندازه به موبایل، آرامش خود و همراهان‌تان را به هم نزنید. هیچ‌کسی دوست ندارد که مانند گروگانی در میانه مکالمه تلفنی دو نفر دیگر گیر بیفتد، یا وقتی همراهش مشغول پیام فرستادن برای شخص دیگری است، در سکوت و تنهایی بنشیند. همیشه پیش از نشستن پشت میز با دوست یا همراهان‌تان، موبایل خود را در وضعیت سایلنت قرار دهید. هرگز موبایل‌تان را روی میزی که قرار است روی آن غذا را صرف کنید، قرار ندهید.
 
4) مکان‌هایی که در سراسر جهان باید در آنها سکوت و آرامش برقرار باشد را نادیده نگیرید: مساجد،سالن‌های تئاتر و سینما، کلیساها و بسیاری از مکان‌های مربوط به عبادت شهروندان،کتابخانه‌ها، یا مراسم تشییع جنازه ، جاهایی هستند که حفظ سکوت در آنها شرط لازم حضور است. پس مطمئن شوید که وقتی در چنین موقعیتی حضور دارید، موبایل‌تان امکان ابراز وجود نداشته باشد.

5) به پیام‌های صوتی (Voicemail) اعتماد کنید و بگذارید در بسیاری از مواقع آنها پاسخ‌گوی تماس‌های غیرضروری باشند. می‌توانید هر زمانی که خواستید به تماس‌هایی که با شما گرفته شده واکنش لازم را نشان دهید.
6) هرگز در مکان‌های عمومی دیگران را منتظر پایان تماس تلفنی خود نگذارید. اگر در صفی حضور دارید، یا زمان سفارش دادن میز شما فرا رسیده، دیگران نباید منتظر بمانند تا تماس شما با آن سوی خط به پایان برسد. چنین رفتاری در هیچ جای دنیا قابل پذیرش نیست. اگر تماس تلفنی شما واقعا چنین اهمیت بالایی دارد، از میزتان فاصله بگیرید، یا از صف خارج شوید و پس از تمام شدن مکالمه به آن برگردید.

7) از ارسال اس‌ام‌اس در هنگام رانندگی اکیدا خودداری کنید. واقعا هیچ پیامی در جهان وجود ندارد که ارزش چنین ریسک بزرگی را داشته باشد.

8) وقتی در مکان‌های عمومی به هر دلیلی مشغول مکالمه تلفنی می‌شوید، مراقب ادبیاتی که به کار می‌برید باشید. کسی نمی‌شنود که در آن سوی خط چه می‌گویند اما بسیاری از رهگذرانی که در اطراف شما هستند صدای شما را می‌شنوند، پس شما هم بهتر است از گفتار پاکیزه‌ای بهره بگیرید. یک قانون طلایی می‌گوید اگر حاضر نیستید کلمه خاصی را روی تی‌شرت خود چاپ کنید و با آن به مکان‌های عمومی بروید،لطفا آن کلمه را در مکالمات تلفنی در مکان‌های عمومی هم به کار نبرید.

9) به فضای شخصی و حریم خصوصی دیگران احترام بگذارید. اگر مجبورید در یک مکان عمومی از تلفن همراه خود استفاده کنید، سعی کنید میان شما و دیگرانی که در اطراف‌تان نشسته یا ایستاده‌اند دست‌کم سه متر فاصله باشد.

10) در هنگام مکالمات سعی کنید به استانداردهای اخلاقی درکشور وشهر خودتان و نقاط گوناگون جهان احترام بگذارید. بسیاری از این کدهای اخلاقی از کشور به کشور متفاوت‌اند و ممکن است برداشت‌های متفاوتی را در پی داشته باشند.


[ دوشنبه 92/9/25 ] [ 11:31 عصر ] [ اکبر حسامی ] [ نظرات () ]

تدوین چشم اندازشهر(1)

شهرها مانند موجود زنده ای هستند که به نیازهای متفاوتی محتاجند نگاه به شهرها باید مبتنی بر برنامه ریزی  علمی واصولی وفارغ از نظرات شخصی واحساسی باشد .

برای رسیدن به برنامه علمی  به چشم انداز شهری نیاز است چشم انداز مسیر حرکت شهر را تا چندین سال آینده مشخص می کند و هرگونه پروژه وساخت وساز، برنامه فرهنگی وزیباسازی معابر ، بازگشایی خیابانها ، شکل جداول ، نوع درخت وپوشش فضای سبز و.. براساس چشم انداز طراحی واجراخواهد شد .

نبود چشم انداز مصوب درشهرها موجب می شود تا شورای اسلامی وشهردار براساس سلیقه خود برنامه ریزی نمایند وبا وجود هزینه هایی که انجام می شود نیازهای واقعی مردم مورد توجه لازم قرار نگیرد .

درتدوین چشم انداز لازم است نظر گروههای مختلف شهر مانند زنان، مردان، جوانان، دانشجویان ، دانش آموزان، کودکان ، سالخوردگان و... مورد توجه قرار گیرد

چشم‌انداز هنر دیدن نادیدنی‌هاست. " چشم انداز عبارت است از آینده ای واقع‌گرایانه، محقق‌ الوقوع و جذاب." چشم‌انداز که در یک مفهوم کاملاً‌ عینی، یک تخیل است، در عین حال، نوع خاصی از تخیل است که برمبنای اطلاعات و دانش بنا نهاده می شود. چشم انداز بیان صریح از سرنوشتی است که شهر باید به آن سمت حرکت کند، آینده‌ای است که برای شهر موفقیت‌آمیزتر و مطلوب‌تر از وضع فعلی آن است. چشم انداز نمادی جذاب از تمام مسائلی است که برای شهر امکان‌پذیر هستند ـ سرنوشتی درخشان، و راهی مشخص است که هیچ شهر دیگری، حتی شهری که دقیقاً با همان موقعیت در جایی دیگردارد، نمی‌تواند دارای همان چشم‌انداز باشد.

چشم‌انداز ایده‌ یا تصوری از آینده‌ای مطلوب‌تر برای شهر است. البته چشم‌انداز صحیح ایده‌ای است که آن‌چنان تولید انرژی می‌کند که در واقع با به کارگیری مهارت‌ها، استعدادها و منابع لازم برای محقق کردن آن، حرکت به سوی آیندة مطلوب را به طور جهشی آغاز می‌کند.

چشم‌انداز علامت شروع و پاسخ به سئوال همه کسانی است که می‌خواهند بفهمند شهرشان به کدام سو می رود و مقصدش کدام است؟ 

قرار است برای شهرمان چشم انداز جامع  تهیه گردد درتدوین این چشم انداز نظر گروه های مختلف مردم مورد توجه قرار خواهد گرفت. اگر شما هم مورد نظرخواهی واقع شدید نظرتان را دریغ نکنید راه دوری نمی رود........


[ جمعه 92/9/8 ] [ 9:45 عصر ] [ اکبر حسامی ] [ نظرات () ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

اینجا محلی برای ارائه ی آرا و نظرات من است درباره آنچه که می بینم،می خوانم، می شنوم و آنچه در اطرافم اتفاق می افتد.چنانچه کسی یاکسانی عصبانی هستند ونمی توانند مخالف نظر خود رابا دادنِ «صفت» مخاطب قراردهند ویاقلمشان بادُشنام آشناست وبه آسانی به دیگران تهمت می زنند از نظردادن بپرهیزند چراکه درهر صورت نظر ایشان حذف خواهد شد. آوردن لینک وبلاگ ها به معنی تایید همه مطالب آنها ویامدیر وبلاگ نیست،بی‌شک دیدگاه هر کس نشانه‌ی تفکر اوست، ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم ..نقل واستفاده از مطالب این وبلاگ آزاد است اگر دوست داشتید منبع آن را نیز ذکر کنید.
امکانات وب


بازدید امروز: 115
بازدید دیروز: 140
کل بازدیدها: 1116801