سفارش تبلیغ
سفید کننده دندان
دی 1387 - حسام ســرا

   1   2      >

یکشنبه 29 دی 87
7:12 صبح

دنیا نیرزد آن که پریشان کنی دلی

فرستاده شده توسط اکبر حسامی دردسته ی روان شناسی وزندگی سالم

دنیا نیرزد آن که پریشان کنی دلی


دنیای ما آکنده از امید وناامیدی است در ارتباطات روزمره گاهی از دست هم می رنجیم وبعد یادمان می رود که انگار از هم دلخوریم دردنیای حقیقی می توانیم نگاه ، قیافه یا ژست ، طرز بیانِ کلمات و..را درکنار هم بگذاریم ودرباره نوع رفتار دیگران قضاوت کنیم واگر یادگرفته باشیم می توانیم از گوینده تقاضاکنیم جمله ای راکه به کار برده توضیح دهد ویا درباره نوع برخوردش اورا آگاه کنیم وگاهی دیگران آگاهش سازند ....


اینها همه مربوط به دنیای حقیقی است؛ اما دنیای مجازی دنیای دیگری است در این فضای مجازی باکلمات وگاهی با تصاویر وشکلک ها سر و کار داریم وبخش عمده داوری های  ما در باره دیگران براساس همین نوشته ها،تصاویر ونمادهاست؛ گاه دوستانی از نوشته های ما دلگیر می شوند وگاه کسانی چنان به وجد می آیند که انگار پس از سالها کسی توانسته حرف دل آنها رابزند .من امّا بر این باورم که دنیای مجازی نیز مثل دنیای حقیقی است اگر از دست کسی دلگیر شدیم ، اگر نوشته ای ما را رنجاند ، اگر از تصویری دلخورشدیم واگر نظری را خواندیم که با اعتقادات وباورهایمان هماهنگ نبود شاید بهتر آن باشد که از نویسنده توضیح بیشتری بخواهیم وشتابزده قضاوت نکنیم .اینترنت دریچه ورود به دنیای مجازی است وبرای آن است که نیازی را از جامعه بشری برطرف کند این نیاز می تواندپیداکردن مطلب ، ارسال پیام، دریافت خبر و...باشد اما جانمایه همه اینها « گسترش دایره دوستی هاست» واگر این دنیای پر رمز و راز ،دوستی های پاک وبی آلایش را گسترش دهد ، به پیوند بیشتر انسانها کمک نماید و...هم ارزش با دنیای حقیقی است .بیایید اگر از هم رنجیدیم ، اگر از واژه ای دلخورشدیم ، اگر تصویری روحمان را آزرد واگر آنچه را می خواستیم نیافتیم ،ریشه راتیشه نزنیم ودوستی ها را همچنان آبیاری کنیم که دو روز دنیا به آن نیرزد که آزرده شود دلی .


دنیا نیرزد آن که پریشان کنی دلی


زنهار بد مکن که نکردست عاقلی


تا شما چه فکر کنید........


جمعه 27 دی 87
5:41 صبح

همه چیز درباره مشکلات پیامک(S.M.S) دربین دانش آموزان

فرستاده شده توسط اکبر حسامی دردسته ی روان شناسی وزندگی سالم

همه چیز درباره اس ام اس


وقتی نگاهش  می کنم غرق نوشتن است. اصلاً حواسش نیست دور و برش چه خبراست چه  کسی سلام می کند، چه کسی خداحافظی. هر چه میگویم حالا وقت این کارها نیست، آمدیم  مهمانی؛ گوشش بدهکار نیست. بعضی ها با گوشه کنایه به من می گویند؛ «آرمان جون سرش شلوغه،» و من به جز اینکه دست و پا شکسته بگویم «خوب نوجوونه دیگه،» چیزی ندارم که بگویم. همیشه دل تو دلم نیست که با چه کسی داردحرف رد و بدل می کند، از طرف دیگر می ترسم اگرحرف بزنم بدتر شود. تقصیر خودم بود که پادرمیانی کردم تاپدرش برایش تلفن همراه بخرد. واقعیت این است که در جامعه کنونی این مشکل بیشتر والدینی است که فرزندانی در سنین پرمخاطره نوجوانی دارند و به گفته خودشان از اینکه هر روز میزان کنترل آنها بر فرزندانشان کمتر می شود احساس نگرانی و خطر می کنند. بعضی از والدین رشد سریع ابزار ارتباطی و جذابیت بیش از حد آن را برای نوجوانان، عامل مشکلات میان دو نسل می دانند که استفاده از «اس ام اس»، «پیامک» یا «پیام کوتاه» که از محبوبیت خاصی در میان نوجوانان و جوانان برخوردار است، یکی از آنها است.
اس ام اس اولین بار در سال 
1990 در اروپا متولد شد و در سال 1998با تکمیل فناوری های جانبی، به بلوغ و محبوبیت عمومی رسید. تاسیسات فنی اس ام اس در ایران، اواخر سال 1381 (اوایل سال 2003 میلادی) در شرکت مخابرات راه اندازی شد و از آن پس با شتابی فزاینده به خصوص در میان نوجوانان و جوانان رشد و گسترش پیدا کرد.
بنابر گزارش منتشر شده اکونومیست سالانه 
600 میلیون دستگاه تلفن همراه در دنیا به فروش می رسد، که در این میان بیشترین خریداران آن جوانان و نوجوانان هستند.
این در حالی است که دسترسی طیف وسیعی از جامعه به تلفن همراه و پایین آمدن سن مشترکین این وسیله ارتباطی و رواج استفاده بی قاعده از پیامک توسط دانش آموزان به معضلی جدی نه تنها در محیط های آموزشی و برای مسوولان آن بلکه در محیط خانه و برای والدین مبدل شده است.
از سوی دیگر، این تنها معضل پیش رو نیست بلکه پزشکان نیز درباره نزدیکی به تلفن همراه و فرستادن پیامک به طور دائم توسط کودکان و نوجوانان هشدار می دهند. این گروه (کودکان و نوجوانان) به دلیل اینکه در سنین رشد هستند نه تنها به امواج رادیویی که از طریق تلفن همراه در محیط پخش می شود واکنش بیشتری نشان می دهند بلکه در خطر اثرات عادت به فرستادن «پیامک» نیز قرار دارند که از آن می توان به عنوان یک «اعتیاد ارتباطی» نام برد.


دنباله مطلب را در ادامه بخوانید


ادامه مطلب ..........


چهارشنبه 25 دی 87
6:14 صبح

سرگردانی نسل نوجوان (نوآوری های آموزش وپرورش درسال نوآوری )

فرستاده شده توسط اکبر حسامی دردسته ی آموزش وپرورش ونظام آموزشی


معاون آموزش و نوآوری وزیر آموزش و پرورش با بیان این‌که انتخاب رشته را در دوره متوسطه حذف می‌نسل سرگردانکنیم، گفت: طی طرحی می‌خواهیم دانش‌آموزانی که در گرایش نظری، داوطلب ورود به دانشگاه‌ها هستند در مقطع پیش‌دانشگاهی انتخاب رشته ‌کنند و با توجه به گرایششان وارد دانشگاه شوند.


رهی در خصوص اصلاحات ساختارآموزشی آموزش و پرورش اظهار داشت: برای اصلاح این ساختار تلاش می‌کنیم تا رشته‌ها را در مقطع متوسطه حذف کنیم نه اینکه آموزش نظری را حذف کنیم.
وی افزود: منظور این است که در مقطع متوسطه دو گرایش برای آموزش داشته باشیم. یک گرایش فنی‌وحرفه‌ای و یک گرایش آموزش‌های نظری باشد. آموزش‌های نظری برای کسانی باید در نظر گرفته شود که بتوانند راحت به دانشگاه راه پیدا کنند و ادامه تحصیل دهند و بعد از طی دوره‌های کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا به عنوان نیروی تحصیل کرده و اندیشمند به جامعه برگردند و در بخش نظری جامعه را اداره کنند!!


معاون آموزش و نوآوری وزیر آموزش و پرورش ادامه داد: تلاش می‌کنیم رشته‌های نظری را به کمک قانون حذف کنیم! که اگر لازم باشد توسط قانون مجلس یا مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی یا مصوبات شورای عالی آموزش و پرورش صورت می‌گیرد.
وی افزود: دانش‌آموزانی که در گرایش نظری، داوطلب ورود به دانشگاه‌ها هستند در مقطع پیش‌دانشگاهی انتخاب رشته می‌کنند و با توجه به گرایششان وارد دانشگاه می‌شوند. در حقیقت بر اساس این طرح نیاز نیست دانش‌آموزان ما در سال‌های پایین‌تر از پیش دانشگاهی انتخاب رشته کنند و انتخاب رشته مربوط به دانشگاه است.


نظرتان چیست ؟


اصل خبر را دراینجـــــــــــــا بخوانید .


 



یکشنبه 22 دی 87
12:47 صبح

واماعشق

فرستاده شده توسط اکبر حسامی دردسته ی روان شناسی وزندگی سالم


زیبایی عشق به سکوت است نه به فریاد!واماعشق


زیبایی عشق به تحمل است نه به خرد شدن وفروریختن !


عشق خیالی است که اگر به واقعیت برسد تمام شیرینی اش را از دست می دهد !


عشق یک کویر است که عاشق تشنه ،بادریای سرابِ معشوق قدم به جلو برمی دارد !


عشق سخن گفتن با نگاه است!


عشق امید به رسیدن وترس از نرسیدن است!



عشق های اولوالعزم:



بعضی از عشق ها مثل حضرت آدمند :خاصیت آنها این است که اولینند!


بعضی از عشق ها مثل حضرت نوحند: فقط از ترس طوفان به طرفت می آیند !


بعضی از عشق ها مثل حضرت ابراهیمند :باید در این راه همه چیزت راقربانی کنی!


بعضی از عشق ها مثل حضرت مسیحند : آخرش به صلیبت می کشند!


بعضی از عشق ها مثل حضرت موسایند : کمی که دورشوی جای تو را یک گوساله پرمی کند !



جمعه 20 دی 87
7:23 صبح

غذای تند بخورید تالاغرشوید

فرستاده شده توسط اکبر حسامی دردسته ی روان شناسی وزندگی سالم

غذای تند بخورید تالاغرشوید


دانشمندان در تازه‌ترین تحقیقات خود به این نتیجه رسیده‌اند که مصرف گیاهان و غذا‌های تند به لاغر شدن کمک می‌کند.
آنها معتقدند از آنجایی که غذا‌های تند، مزه ملایمی ندارند، نمی‌توان به مقدار زیاد از آنها مصرف کرد و به همین دلیل موجب لاغری می‌شوند.
از سوی دیگر غذا‌های تند سوخت و ساز بدن را نیز بالامی برند و از این راه به کاهش وزن کمک می کنند.
برخی کارشناسان توصیه می‌کنند در صورتی که به ناراحتی معده یا فشار خون بالا مبتلا نیستید و پزشک شما را از مصرف غذا های تند منع نکرده است، روی آوردن به فلفل برای لاغری را امتحان کنید.
حتی اگر دیگر اعضای خانواده نمی توانند غذا‌های تند بخورندیا کودکان شما این مزه را نمی‌پسندند، فلفل آن هم از نوع قرمز و سیاهش را میهمان میز شام و ناهار خود کنید و به‌جای نمک که مضرات آن با‌رها به اثبات رسیده است، از مقدار متعادلی فلفل استفاده کنید.


سه شنبه 17 دی 87
7:25 صبح

قیام حسینی وچند سئوال

فرستاده شده توسط اکبر حسامی دردسته ی کتابخوانی ومعرفی کتاب، دین واخلاق

 وباز محرم آمد وباز عاشورا....


1-      آیا قیام امام حسین علیه یزید قیام علیه کفر بود یا قیامی علیه سوء برداشت از مفاهیم دینی توسط گروهی دیگر از مسلمانان ؟


2-      ایا سپاهیان یزید اهل نماز وآداب اسلامی بودند یا  با این احکام دینی بیگانه وناآشنا ؟  


زنده یاد دکترجعفرشهیدی در این باره می نویسد : 


 


«...شگفت این که سپاهیان کوفه که گرد حسین رافراگرفتند واوراکشتند درپنج وقت به قبله اسلام نماز می خواندند ودرهر اذان بپیغمبری محمد (ص)، جد حسین را شهادت می دادند . شگفت تر این که از نخستین برخورد حسین (ع) باطلیعه ی سپاهیان کوفه ، دولشکر با حسین ابن علی نماز خواندند ، یعنی اورا مسلمان واهل قبله ولایق امامت می دانستند؛ بین این سپاهیان کسانی بودند که درجنگهای اسلامی شجاعت وازخود گذشتگی نشان دادند اماسرانجام ظرف چند ساعت طومار همه ی این سوابق به هم آمد ، همه چیز در پرده ی فراموشی پنهان شد ، مسلمان وامام دیروز باگذشت یک شب کافر به حساب آمد ، چرا؟( ص 18)


3-      آیا جنگ یزید علیه امام حسین (ع) به دلیل عدم بیعت امام با یزید بود ؟ 


دکترشهیدی در این باره می نویسد : 


    ممکن است بگویند اورا کشتند برای آن که با یزید بیعت نکرد . درست است که او تاواپسین نفس حاضر به بیعت با یزید نشد امّا سرپیچی از بیعت باخلیفه ی وقت جرم نیست واگر هم جرم باشد کیفر آن کشتن نیست ، تخلف از بیعت دراسلام سابقه داشت (ص 17).


 


در روز حدیبیه وقتی پیامبرشنید که قریش باعثمان مکر ورزیده اند ازایشان پرسید چه باید کرد آنان باوی با مرگ بیعت کردند . اگر کسی نمی خواست می توانست بیعت نکند ...وچون ابوبکر به خلافت رسید به روایتی علی (ع) وسران بنی هاشم تاشش ماه با اوبیعت نکردند . هنگامی که علی از مردم به خلافت بیعت گرفت باز می بینیم چندین تن از بیعت باوی سرباز زدند وعلی متعرض آنان نشد ...(همان ص 18)


 


 


 به نظر می رسد برداشت های متفاوت معاویه وبه ویژه یزید از «دین » و وضع قوانینی به نام دین , خاندان پیامبر رابرآشفته ساخت وآنان مصمم شدند تا از بدعت ها وبرداشت های ناموزون با اسلام واقعی جلوگیری کنند که پرچمدار این حرکت دربخش سیاسی امام حسین علیه السلام بود . قیام او به خاطر اصلاحات دینی در دین جدش رسول خدا بود وبه درستی می توان او را یک « مصلح دینی -  اجتماعی » دانست.


 


     برگرفته از کتاب :  « قیام حسین علیه السلام » نوشته دکتر سید جعفرشهیدی ، انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامی ، چاپ بیست وهشتم ، 1381 مراجعه فرمایید .


یکشنبه 15 دی 87
7:41 صبح

20 مثل عاشورایی درفرهنگ عامه ایرانیان (قسمت اول)

فرستاده شده توسط اکبر حسامی دردسته ی دین واخلاق

 

 


  



 


مثل های عاشوراییگستردگی و ژرفای علاقه مردم ایران و  دیگر شیعیان جهان به عاشورا و امام حسین (ع)، اهمیت و ارزش پژوهش همه جانبه درباره عاشورا را آشکار می سازد. با توجه به این موضوع بر آن شدیم تا با استمداد از کتاب «عاشورا در فرهنگ مردم» نوشته «محمدعلی عارفی راد» این ضرب المثل ها را برای دوست داران فرهنگ عامه بیان کنیم :
1) آب به امام نمی دهند و آتش به یزید:
مثل به فرومایگی، خساست و نیز عدم گرایش فرد به حق یا باطل اشاره دارد و کنایه از آدم خسیس و تنگ چشمی است که نه عشق و ارادت به امام حسین (ع) او را وادار به انفاق می کند و نه نفرت از یزید و شبیه به این مثل است: «از دستش آب نمی چکد.»
2) آرزوی خاک مرقدش را دارم:
اگر در مجلسی نام امام حسین (ع) را بر زبان آورند، برخی افسوس می خورند و می گویند: «آه، نمی دانی که چقدر آرزوی خاک مرقدش را دارم.» این عبارت - که به صورت معترضه به کار می رود - برای بیان اشتیاق باطنی افراد به زیارت کربلا مورد استفاده قرار می گیرد.
3) امام خوانی می کند:
این مثل به افرادی که نقش امام حسین (ع) را در تعزیه ها بازی می کنند، اشاره دارد و درباره کسی که می کوشد با مظلوم نمایی ترحم دیگران را برانگیزد، به کار می رود.
4) این همه لشکر برای کشتن یک تن؟!
این مثل به تنهایی، بی کسی، غریبی و مظلومیت اشاره دارد و زبان حال حضرت زینب در تعزیه قتل امام حسین (ع) است.
5) باز این چه شورش است که در خلق عالم است:
این مثل مصرع اول از ترکیب بند پرسوز و مشهور محتشم کاشانی است و به ماتم و مصیبت اشاره دارد. این ترکیب بند - که یادآور محرم و عاشورا است - از سده دهم تاکنون پیوسته در روضه ها و عزاداری ها خوانده می شود و شهرت محتشم بیشتر به سبب آن است.
( محتشم دراشعارش به مرثیه ونوحه سرایی محرم بیشتر از نقش حماسی آن پرداخته است )
6) پامنبری می کند:
پامنبری از اصطلاحات مجالس روضه و عزاداری است و بیشتر به کردار جوانانی که در مجالس سوگواری روی پله های پایین منبر می نشینند و پیش از واعظ نوحه خوانی می کنند، اطلاق می شود. مثل به دنبال سخن کسی را گرفتن، همراهی به سود یا زیان مخاطب، توضیح دادن یا تفسیر کردن سخن افراد، مداخله در حرف دیگران و پرحرفی اشاره دارد.
7) تعزیه گردان است:
در فارسی امروز کسی را که در امور همگانی حادثه آفرینی یا میدان داری کرده، از آن حوادث به سود خود بهره برداری می کند یا واسطه به هم بستن و اصلاح و انجام امری شمرده می شود، تعزیه گردان می خوانند. این واژه به طنز برای اشاره به اداره کننده یک کار نیز به کار می رود.
8) طوغ به پا شده است؟
در ایام محرم هنگامی که طوغ را از مسجدها و تکیه ها بیرون می آوردند و جمعیتی انبوه در پی آن راه می افتادند و ازدحام بسیار می شد، به همین جهت، امروزه اگر جایی شلوغ یا پر سر و صدا باشد، می پرسند مگر طوغ به پا شده؟ به عبارت دیگر، این مثل برای بیان کثرت ازدحام و شلوغی به کار می رود.
9) حسین را تا جایی دوست داری که رگ نبرد:
در فرهنگ جبهه چنین می خوانیم: روز عاشورا بود، ده - دوازده روزی می شد که خانواده از من خبر نداشت. وقتی از اهواز به همسرم تلفن کردم، با غیظ گفت: حلالت نمی کنم. من هم در جواب گفتم: آن که ما را به هم حلال کرده باید حلال کند که می کند. آن روزها هنوز پدرم در قید حیات بود و هیچ مخالفتی با جبهه رفتن من نداشت. بعدها که خانه آمدم، متوجه شدم در غیاب من وقتی خانمم خیلی بی تابی می کرده، پدر خدابیامرزم به او گفته: شما حسین (ع) را تا آنجا دوست داری که رگ نبرد!!.
10) حق به جانب یزید است!!!
از کسی پرسیدند در همدان روضه الشهدا می خوانند؟ گفت: آری، اما آن چنان که حق به جانب یزید است. مثل از این حکایت برگرفته شده است و به دوستان نادانی که جز زیان، چیزی به ارمغان نمی آورند، اشاره دارد. سعدی در این باره می گوید: گر تو قرآن بدین نمط خوانی / ببری رونق مسلمانی      ادامه دارد.........


یکشنبه 15 دی 87
7:30 صبح

20 مثل عاشورایی درفرهنگ عامه ایرانیان (قسمت دوم)

فرستاده شده توسط اکبر حسامی دردسته ی دین واخلاق

مثل های عاشورایی

11) خنجر شمر در خانه اوست!
این مثل به خشونت و دیکتاتوری و سنگدلی فرد اشاره دارد. هنگامی که از جنایت کاری سخن به میان می آید، در پاسخ گفته می شود: خنجر شمر در خانه اوست؛ یعنی قابل اعتماد نیست و فرصت طلب است.
12)دَم گرفته است:
خواندن دسته جمعی سینه زنان یا زنجیرزنان را دم گرفتن گویند که معمولا همنوا با مرثیه خوان بیتی از مرثیه را تکرار می کنند. مثل درباره کسی است که به طور کامل سرگرم سخن گفتن است و مورد توجه مخاطب یا مخاطبان نیز قرار گرفته به کار می رود.
13) دیگر حالا شمر جلودارش نمی شود:
گروهی وقتی به مقامی می رسند و یا ضعفی در کسی می بینند، خود و خدا را فراموش می کنند و مغرورانه به قدرت نمایی می پردازند. مثل به آنان اشاره دارد. گونه های دیگر آن چنین است: الف - شمر جلودارش نیست. ب - شمر جلودارش نمی شود. ج - خیلی بد رکاب است، شمر جلودارش نمی شود.
14) روضه رفتن و گریه کردن هم حوصله می خواهد:
شرکت در مجالس روضه و بهره مندی از آن به عشق، قلب مهربان و روحیه توسل نیاز دارد. از سوی دیگر این مجالس اغلب به طول می انجامد. به طور معمول گروهی به سبب عدم آمادگی یا ناآشنایی با این محافل به شکوه می پردازند. این مثل به عدم بردباری اشاره دارد.
15)روغن ریخته نذر حضرت عباس (ع):
در گذشته روغن نایاب و ارزشمند بود. وقتی مقداری روغن می ریخت، بی درنگ می گفتند: حیف شد. آنگاه ادامه می دادند: ایراد ندارد، نذر ابوالفضل. مثل در آن عصر ریشه دارد و به گذشتن وقت، از دست رفتن قطعی موقعیت و جبران ناپذیر بودن آنچه از کف رفته است، اشاره دارد. روغن ریخته نذر امامزاده، گونه دیگر این مثل است.
16) سنگ و سفال بر سر آنها، خاک کربلا بر سر ما:
در استان گیلان، در پایان قصه ها این جمله را برای کودکان تکرار می کنند و بدین وسیله ارادت خود به اهل بیت (ع) را آشکار می سازند. به زبان گیلکی مثل چنین است: «سنگ و سفال اوشانی سر / خاک کربلا امی سر
17) قسم حضرت عباس (ع) تو را باور کنم یا دم خروس را؟
یکی دزدی را گریبان گرفته بود که خروسم را ربوده ای. دزد در حالی که دم خروس از شکاف قبایش پدیدار بود به خدا و ائمه سوگند می خورد که خروس ندیده است. مرد گفت: ای مردم، این همه سوگندی که یاد می کند چنان نیست که باور نتوان کرد، اما سخت حیرانم سوگند حضرت عباس (ع) را باور کنم یا دم خروس را؟ مثل برای اشاره به دروغ، تظاهر به دین داری، ریا و نفاق به کار می رود و «دم خروسو ببینم یا قسم حضرت عباستو؟» گونه دیگر آن است.
18) هر که دارد هوس کرب و بلا بسم الله!
این مصرع - که در چاوش خوانی های مسافران کربلا خوانده می شد - از خطبه امام حسین (ع) هنگام خروج از مکه برگرفته شده است. حضرت در آن موقعیت فرمود: هر که می خواهد خون خود را در راه ما نثار کند و آماده حرکت است، همراه ما در مسیر کوچ گام نهد. این مثل به زیارت، ایثار، جانبازی و آمادگی اشاره دارد.
19) هروقت پای علامت یکی سینه می زند:
این مثل مانند «هم طبال یزید است و هم علمدار حسین (ع)» درباره منافقان و دودلان به کار می رود.
20) ما اهل کوفه نیستیم، امام تنها بماند:
تناقض در رفتار، نیرنگ و تزلزل، سرکشی در برابر فرمانروایان، فرصت طلبی، اخلاق ناپسند، آزمندی و شایعه پذیری بخشی از ویژگی های مردم کوفه است. امام علی (ع)، امام مجتبی (ع)، مسلم بن عقیل (ع) و سیدالشهدا (ع) هر یک به گونه ای بی وفایی و سست عهدی کوفیان را تجربه کردند.  


شما باکدام یک از این مثل ها آشنایی بیشتری دارید وکدامیک از آنها کاربرد بیشتری برای شما داشته ویا دارد ؟


 



چهارشنبه 11 دی 87
7:16 صبح

درمراسم پس ازمرگ چه می گویند؟

فرستاده شده توسط اکبر حسامی دردسته ی روان شناسی وزندگی سالم

کمی آهسته تر


 باتولد هر نوزادی مرگ، سایه به سایه به دنبال اوست ؛ به تعبیر من پس از هر تولدی شمعی نو افروخته می شود واگر تندبادی این شعله را خاموش نسازد، زمان، آن را کم نور وبی فروغ می کند وناگاه خاموش می شود و....مرگ... می آید، گاه، ناگهانی وگاه ،با نشانه هایی مثل پیری و بیماری و..


پس از مرگ ، بازماندگان براساس ارزش ها وباورهایی که با آن رشد کرده اند مراسمی می آرایند تا یاد تازه گذشته را عزیز بدارند و آشنایان و حتی بیگانگان ، می آیند تا با بازماندگان همدلی کنند ؛ بماند که برگزاری این مراسم با هزینه ها وتشریفاتی که دارد گاه قرض های چندین ساله را به بار می آورد وگاه باعث اختلاف وکدورت بین بازماندگان می شود و...


جمعه گذشته به مناسبت درگذشت یکی از بستگان نه چندان نزدیک وبه جهت عرض تسلیت به بازماندگان به مسجد برگزاری مراسم رفته بودم ، همزمان با رسیدن من به مسجد روحانی مدعو ،خود را به بالای آخرین پله منبر رساند ودرباره سوره« الرحمن » سخن آغاز کرد و روی واژه «بیان» داد سخن داد که : ما در بیان وگفتن، دچار مشکلات بسیاری هستیم وچون مردم نمی خواهند بدانند وبفهمند مشکلات زیادی گریبانشان را گرفته است دیگر این که حاجیان قبل از رفتن به مکه باید درباره فلسفه حج ومعانی مکانهایی که به آنجا عازم می شوند چیزهایی بدانند مثلا بدانند معنای مشعر چیست ومنا کدام است و.. او اصرار داشت که مردم باید این معانی را از روحانیون کاروان بپرسند تا مفاهیم را بفهمند نه این که مطالعه کنند! او بر مطالعه ودرک شخصی، اصرار که نه ،اشاره ای هم نکرد باخود می اندیشیدم که سالهاست روحانیون معزز برمنابر، وعظ وخطابه می کنند وباز خودشان از ضعف مبانی دینی واعتقادی ونیز ناآشنایی با اصول وفروع دین شکوه می نمایند؛ علت کجاست ؟ آیا نباید این بزرگواران قدری به شیوه تبلیغی خود بنگرند ؟ آیا فقط مردم محکومند؟ آیا ساعت های متمادی وعظ وخطابه وروضه در ماههای محرم وصفر ورمضان وسایر روزهای عادی کفایت نمی کند تا مردم آنچه راباید بدانند بدانند ؟


بیش از 45 دقیقه گوش مردم در اختیار روحانی بود و او باسخنان آتشین می گفت ومی گفت ومی گفت افسوس که از «بیان» وآدابش داد سخن می داد ونمی دانست چگونه رعایت مردمی راکه از صنوف مختلف وطبقات گوناگون درجلسه حاضربودند بنماید؛ بارها اطرافیانم این پا وآن پا شدند ومثل مار زخم خورده به خود پیچیدند تا سخنان آقا تمام شود نمی دانم این سخنانی که نه وعظ بود ونه روضه ونه نصیحت کدام توشه را برای غایب جلسه که مراسم برای او برپا شده بود به همراه داشت واصلا اگر جور دیگری بود می توانست ره توشه ای برای رفتگان باشدیانه؟ یادم به این شعر افتاد که:


برگ عیشی به گور خویش فرست


کس نیارد زپس، تو ، پیش فرست


مرگ به اندازه کافی غمگین وناراحت کننده است وفکر نمی کنم کسی باشد که از مرگ ونبودن خوشحال باشد ( از مجاهدان ورزمندگان که داوطلبانه به مصاف دشمن می روند بگذرید گو این که آنان مشتاقانه به مصاف دشمن می روند واز سالم ماندنشان خشنود تر می شوند نه  این که با آغوش باز برای استقبال از مرگ شتافته باشند!)


با این حال مادر مرده را شیون آموختن وضجه حاضران را درآوردن نه شیوه مسلمانی است ونه رتبه ودرجه ای برای زاری کننده و قاری ومداح به ارمغان می آورد . گفتم مداح، یاد مطلبی دیگر افتادم آیا منتظر بودن برای مرگ کسانی تا بازماندگانشان به مداحی دعوتت کنند وبا کلماتی که گاهی خودت هم معانی اش رانمی دانی مزدی بستانی وخرج خانواده ات را مهیا کنی شرط مروت است ودردنیای امروزی شغل تلقی می شود یانه ؟ هیچگاه نتوانسته ام با این شغل! کنار بیایم وهضمش کنم .


یکشنبه 8 دی 87
7:30 صبح

هر دم از این باغ بری می رسد/تازه تر از تازه تری می رسد

فرستاده شده توسط اکبر حسامی دردسته ی آموزش وپرورش ونظام آموزشی

هر دم از این باغ بری می رسد


خبر زیر را بی هیچ مقدمه ونتیجه ای بخوانید :


مشاور عالی وزیر آموزش و پرورش از ارائه طرح حذف ساختار سنتی مدارس و ایجاد «مجتمع‌های مسجد محور» خبر داد.
مهدی امین‌منصور در گردهمایی معاونان آموزش و نوآوری استان‌های سراسر کشور که امروز در باشگاه فرهنگیان تهران برگزار شد، گفت: در طرح حذف ساختار سنتی مدارس و ایجاد «مجتمع‌های مسجد محور»، مدارس را به شکل2
شعبه دخترانه و پسرانه در اطراف مساجد با پوشش نمازخانه، آزمایشگاه، کارگاه و سایر مراکز مورد نیاز در محل مسجد طراحی می‌کنیم که البته در تلاش هستیم تا 30 مجتمع در 30 استان کشور تا دهه فجر آماده شود


حالا اگر نظری داشتیدلطف کنید بنویسید


 اصل خبر را می توانید دراینجـــا بخوانید


   1   2      >