سفارش تبلیغ
طراحی فروشگاه اینترنتی
طراحی فروشگاه اینترنتی
حسام ســرا
 
قالب وبلاگ
لینک دوستان

لبخندمدرن


[ چهارشنبه 91/2/6 ] [ 10:59 عصر ] [ اکبر حسامی ] [ نظرات () ]

احوالات زمینی ها

مردم زمین کْلا" مردم احساساتی هستند واز روی احساسات بیشتر تصمیم می گیرندتا از روی عقل .اما احساسی که از بقیه احساسات آنها قوی ترمی باشد نه عشق است ونه ازدواج بلکه نام آن «احساس مالکیت» می باشد. زمینی ها بیشتر دوست دارند مالک چیزها باشندواین چیزها شامل همه چیز می شود از ماشین ومِلک بگیر و برو تاهمسرشان!و این احساس مالکیت بعضی وقتهاموجب دعوامی شودمثلا" یک تکه زمین خاکی افتاده دریک گوشه ای برای خودش ولی کافی است یک کشوربیاید وادعای مالکیت آن سرزمین رابنماید آن وقت همه کشورهای همسایه اش می ریزند سرش وجنگ می کنند ویکدیگر رامی کشندبرای مالکیت همان زمین خاکی ووقتی مالکش معلوم شد دورش سیم خاردارمی کشد وپرچمی توی آن نصب می کند واحساس مالکیتش ارضامی شود که این خصوصیت زمین ها مال خودشان است ومادرجای دیگر کهکشان ندیدیم!... دراینجا افرادی هستند که به مالکیت بقیه احترام نگذاشته  بدون اجازه، اموال مردم رابرای خودشان برداشته پولش راهم نمی دهند ونام این افراد «دُزد»می باشدکه جامعه آنها رادوست ندارد وجایشان درکنج زندان است .

دزدی برای خودش رده بندی دارد وبه تخصص های گوناگونی تقسیم می شود مانند آفتابه دزدی،کیف قاپی،ضبط ماشین بازکنی،خفت کنی،دودره بازی،زورگیری،شرکت هرمی زنی وسرقت مسلحانه که جای چنین دزدهایی درزندان است واز زندان هم که بیایند بازمی روند دزدی واین خیلی عجیب است که چطور درزندان اصلاح نمی شوند؟وتبدیل به آدمهای مفید جامعه نمی گردند؟

واما نوع دیگری از دزدی هم داریم که غیرمسلحانه است ورقمش معمولا" میلیاردبه بالاست واثباتش هم سخت است وجامعه به آنها احترام می گذاردوگاهی هم از آنها می ترسد!وترجیح می دهد کاری به کارشان نداشته باشدوماهم درموردشان حرف نمی زنیم وگناه مردم رانمی شوییم وتهمت دزدی ناروابه کسی نمی زنیم واصلا" شما این تکّه آخر این گزارش راندیده بگیرید...

به قربون دوچشمون درشتت/تموم کهکشون گیری به مشتت

تماس فِرت

پی نوشت:

یکی از گزارشهای آدم فضایی ها از سریال طنزمسافران به سیاره خودشان

 


[ دوشنبه 91/2/4 ] [ 2:16 عصر ] [ اکبر حسامی ] [ نظرات () ]

نژادپرستییک زن تقریباً پنجاه ساله ی سفید پوست به صندلیش رسید و دید مسافر کنارش یک مرد ساهپوست است. با لحن عصبانی مهماندار پرواز را صدا کرد.

مهماندار از او پرسید "مشکل چیه خانم؟"

زن سفید پوست گفت: "نمی توانی ببینی؟ به من صندلی ای داده شده که کنار یک مرد سیاه پوست است، من نمی توانم کنارش بنشینم، شما باید صندلی مرا عوض کنید!"

مهماندار گفت: "خانم! لطفاً آرام باشید، متاسفانه تمامی صندلی ها پر هستند، اما من دوباره چک می کنم ببینم صندلی خالی پیدا می شود یا نه."


مهماندار رفت و چند دقیقه بعد برگشت و گفت: "خانم! همان طور که گفتم تمامی صندلی ها در این قسمت اقتصادی پر هستند، من با کاپیتان هم صحبت کردم و او تایید کرد که تمامی صندلی ها در دسته اقتصادی پر هستند، ما تنها صندلی خالی در قسمت درجه یک داریم."

قبل از این که زن سفید پوست چیزی بگوید، مهماندار ادامه داد: "ببینید، خیلی معمول نیست که یک شرکت هواپیمایی به مسافر قسمت اقتصادی اجازه بدهد در صندلی قسمت درجه یک بنشیند، با این حال، با توجه به شرایط، کاپیتان فکر می کند این که یک مسافر، کنار یک مسافر افتضاح بنشیند ناخوشایند است."

و سپس مهماندار رو به مرد سیاه پوست کرد و گفت: "قربان! این به این معنی است که شما می توانید کیفتان را بردارید و به صندلی قسمت درجه یک که برای شما رزرو نموده ایم تشریف بیاورید..."


تمامی مسافران اطراف که این صحنه را دیدند شوکه شدند و در حالی که کف می زدند از جای خود قیام کردند.

 


[ پنج شنبه 91/1/24 ] [ 10:17 عصر ] [ اکبر حسامی ] [ نظرات () ]

این سینما توسط معمار آلمانی Ole Scheeren شناور در وسط تالابی زیبا در نزدیکی کوه Yao Noi در جزیره ای در تایلند ساخته شده است. دسترسی به این سینما فقط از طریق قایق میسر می باشد.
















[ پنج شنبه 91/1/24 ] [ 12:59 صبح ] [ اکبر حسامی ] [ نظرات () ]

در حالی که دولتی ها در دی ماه سال گذشته ، افزایش حقوق کارمندان دولت در قالب "فوق العاده مناطق کمتر توسعه یافته و بدی آب و هوا برای مشاغل تخصصی" را با تبلیغات فراوان در بوق و کرنا کردند و در ماه منتهی به انتخابات بین کارمندان ایجاد امید نمودند ، اینک خبر می رسد که هیات وزیران ، با افزودن چند کلمه به مصوبه قبلی خود ، به آرامی و بی سر و صدا از این افزایش عقب نشینی کرده و آن را به رقم های پایین تر تقلیل داده است.

به گزارش خبرنگار عصرایران، هیات دولت در 25 دی 1390 در مصوبه ای که با امضایی محمدرضا رحیمی ، معاون اول رئیس جمهور ابلاغ شد ، چنین تصویب کرد:
"فوق العاده مناطق کمتر توسعه یافته و بدی آب و هوا برای مشاغل تخصصی که شاغلین آنها دارای مدارک تحصیلی کارشناسی ارشد و بالاتر می باشند به میزان 25 درصد امتیاز حقوق ثابت و برای سایر مشاغل 20 درصد حقوق ثابت هر کدام از کارمندان واجد شرایط تعیین می شود."





با این حال بعد از تحویل سال و در دومین روز کاری سال 1391 (6 فروردین) که اغلب رسانه ها تعطیل بودند ، هیات وزیران مصوب نمود چند کلمه زیر به مصوبه قبلی افزوده شود:

"میزان فوق العاده یاد شده متناسب با درجه بندی مناطق کمتر توسعه یافته و بدی آب و هوا که توسط معاونت مدیریت و سرمایه انسانی رییس جمهور اعلام می کردد پرداخت می شود."





بلافاصله بعد از این نامه ، در تاریخ 7 فروردین 1391 ، معاون توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رئیس جمهور با ابلاغ دستورالعملی ، 20 و 25 درصد مصوب دولت را به طرز ظریفی کاهش داد  و بدین ترتیب برای مشاغل تخصصی با مدرک کارشناسی ارشد و بالاتر ، 25 درصد قبلی ، تبدیل به "حداکثر 25 درصد" شد و در رده های مختلف تا 9 درصد کاهش یافت و 20 درصد سایر مدارک تحصیلی نیز با تبدیل به "حداکثر 20 درصد" در ضرایب مختلف تا 6 درصد کاهش یافت. (به شرح جدول زیر)



و بدین ترتیب کسانی که امیدوار بودند با مصوبه هیات دولت افزایش 20 و 25 درصدی در این خصوص داشته باشند ، با هنرمندی(!) معاونت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رئیس جمهور از این افزایش محروم شدند.
نکته جالب اینجاست که به رغم اطلاع رسانی تبلیغاتی رسانه های دولتی در خصوص "آن افزایش" ، این بار "این کاهش" در سکوت همان رسانه ها برگزار شده است!


[ دوشنبه 91/1/21 ] [ 1:45 عصر ] [ اکبر حسامی ] [ نظرات () ]

وقتی ناهماهنگی بیداد می کند

رفته بودم چشم پزشکی می خواستم عینک جدید بگیرم درسالن انتظار پسربچه ای از در ودیوار مطب بالا می رفت مادرش آرام روی نیمکت نشسته بود وبا نگاههای نگران فرزندش را زیر نظرداشت پدر اما آرام بود آرامشی که به بی خیالی  میل می کرد پسربچه 5 یا 6 ساله بود بیشتر از سنش شیطنت داشت ... وقتی چند نفر به داخل مطب رفتیم این زوج به همراه پسرشان نیز آمدند مادر روی صندلی مخصوص معاینه نشست، فاصله اش بامن کم بود، آرام به پزشک معالج گفت:پسرم با ضربه سهمگینی برچشمم نواخته است وچند روز است چشمانم تار شده است درد هم می کند پزشک با دستگاهی چشمش رامعاینه کرد بعد از او خواست روی صندلی دیگری بنشیند باتعویض لنزهایی دید چشم مادر را اندازه گرفت دیدچشمش کم شده بود پسر آرام وقرارنداشت چند بار روی صندلی پزشک نشست ،به وسایلش دست زد وشیطنت هایی کرد که جایش درمطب نبود پدر اما آرام  کناردیوار ایستاده بود قیافه ای تمیز و اتو کشیده داشت برخلاف او همسرش شکسته شده بود باآن که سنی نداشت درنگاه اول وآخر بیشتر از سنش دیده می شد،شیطنت های پسر صدای پزشک را درآورد واز پدر خواست فرزندش را آرام کند مادر اما بی قرار بود بی قرار شیطنت های فرزند وکم سوشدن چشمانی که از این شیطنت ها ریشه گرفته بود ...

ناهماهنگی میان زن وشوهر درتربیت فرزند گاهی موجب پایمال شدن حقوق یکی از طرفین می شود گاهی مادر می سوزد تا بسازد وگاهی پدر می سازد تا نسوزد گاهی نیز از لهیب این سوختن ها کودکانی سوخته اند ونسل بعدی رانیز سوزانده اند....هماهنگی بیشتر میان زوجین می تواند این سوزانندگی را کاهش دهد بچه ها نیاز به پدرومادرهماهنگی دارند که کنش یکی با واکنش دیگری خنثی نگردد........

 


[ جمعه 91/1/18 ] [ 2:11 عصر ] [ اکبر حسامی ] [ نظرات () ]

مشت ومال حیوانی


[ چهارشنبه 91/1/16 ] [ 4:9 عصر ] [ اکبر حسامی ] [ نظرات () ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

اینجا محلی برای ارائه ی آرا و نظرات من است درباره آنچه که می بینم،می خوانم، می شنوم و آنچه در اطرافم اتفاق می افتد.چنانچه کسی یاکسانی عصبانی هستند ونمی توانند مخالف نظر خود رابا دادنِ «صفت» مخاطب قراردهند ویاقلمشان بادُشنام آشناست وبه آسانی به دیگران تهمت می زنند از نظردادن بپرهیزند چراکه درهر صورت نظر ایشان حذف خواهد شد. آوردن لینک وبلاگ ها به معنی تایید همه مطالب آنها ویامدیر وبلاگ نیست،بی‌شک دیدگاه هر کس نشانه‌ی تفکر اوست، ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم ..نقل واستفاده از مطالب این وبلاگ آزاد است اگر دوست داشتید منبع آن را نیز ذکر کنید.
امکانات وب


بازدید امروز: 179
بازدید دیروز: 136
کل بازدیدها: 1233790