سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
حسام ســرا
 
قالب وبلاگ
لینک دوستان

نوزدهمین کتاب برگزیده برای نقد درانجمن ، جامعه شناسی نخبه کُشی ، نوشته علی رضاقلی نام دارد که به وسیله نشر نی در238 صفحه به دوستداران کتاب عرضه شده است وبه زمینه های جامعه شناختی برخی از ریشه های تاریخی عقب ماندگی در ایران می پردازد .

نقد این کتاب با حضور علاقه مندان به کتاب وفرهنگ ، روز چهارشنبه 2/4/1389از ساعت 4 تا 6عصر درفرهنگسرای شهرداری زرین شهر برگزار می گردد .


[ دوشنبه 89/3/31 ] [ 10:20 عصر ] [ اکبر حسامی ] [ نظرات () ]
اندرمسلمانی وعرب بودن اوبامامعمر القذافی به مناسبت چهلمین سالروز خروج نیروهای آمریکایی از پایگاه "معیتیقه" در طرابلس در اظهاراتی متناقض گفت: آمریکا به رهبری باراک اوباما دشمن ما نیست و روابط طرابلس و واشنگتن عالی است.
وی خاطرنشان کرد: ما باید باراک اوباما را به اجرای سیاست تغییر تشویق کنیم. آمریکا یک امپراطوری است و ایجاد تغییر فوری در آن برای هر رئیس جمهوری دشوار است، اما اوباما برای تحقق شعار تغییر تلاش می کند.
رهبر لیبی در ادامه عاری شدن خاورمیانه از سلاح های هسته ای به ویژه سلاح های هسته ای رژیم صهیونیستی و رفع محاصره ملت فلسطین را خواستار شد.
قذافی همچنین با اشاره به رئیس جمهور آمریکا گفت: ما افتخار می کنیم که آفریقا توانست یک سیاهپوست را بر مسند ریاست دولت در آمریکا بنشاند.
وی با بیان این مطلب افزود: چه بسا اوباما ،عرب و اسم وی "برکه حسین ابوعمامه" باشد و ما باید از او حمایت و وی را به سوی اجرای سیاستهای مبتنی بر رهایی از سلاح های کشتار جمعی تشویق کنیم.

[ سه شنبه 89/3/25 ] [ 1:40 صبح ] [ اکبر حسامی ] [ نظرات () ]

خسته وکوفته از امتحان برمی گردد می پُرسم چه خبر ؟ می گوید سخت بود! اصلا" انگار انتقام گرفته بودند تا امتحان ! می دانم تلاشش را کرده است و مطمئنم که در طول سال کم کاری نداشته است به فکر فرو می روم ، به کارهای خودم در طول سال تحصیلی وطرح سئوالات امتحانی بیشتر می اندیشم ... فکر می کنم بهترین زمان یاد دادن وآموزش، طول سال تحصیلی است اگر دانش آموزی در این زمان ارزشمند چیزی آموخت آموخته است وگرنه با هزاران بار امتحان و‌آزمون نمی توان تغییری در رفتار واندیشه دانش آموزان ایجاد کرد. افسوس که در نظام آموزشی ما همیشه مرحله آخر حساس می شود وکسی به این نمی اندیشد که در هشت ماه گذشته چه اتفاقی افتاده ، چه کلاسهایی و به چه بهانه هایی تعطیل شده و.. واکنون چه چیزی قرار است امتحان گرفته شود؟

به عنوان کسی که کارش معلمی است همیشه سعی داشته ام تامتعادل ترین سئوالات را برای خردادماه درنظر بگیرم واگر توانی داشته ام آن را درتدریس به کاربسته ام وکوشیده ام تا امتحان را به انتقام تبدیل نکنم این قضاوتی است که فقط دانش آموزانم می توانند داشته باشند امید دارم اینگونه بوده باشد .


[ یکشنبه 89/3/9 ] [ 9:23 عصر ] [ اکبر حسامی ] [ نظرات () ]

شگفتی های مغز دریادگیری

چناچنه به طور رومزره به زبان فارسی صبحت می کیند، خاوهید تواسنت این نوتشه را بخاونید. در داشنگاه کبمریج انگلتسان تقحیقی روی روش خوادنه شدن کملات در مغز اجنام شده است که مخشص می کند که مغز انسان تهناحروف اتبدا و اتنها ی کلمات را پدرازش کرده و کمله را می خاوند. به هیمن دلیل است که با وجود به هم ریتخگی این نوتشه شما تواسنتید آنرا بخاونید.


[ دوشنبه 89/3/3 ] [ 7:8 صبح ] [ اکبر حسامی ] [ نظرات () ]

از دست هیچ‌کس دلخور مشو و کینه به دل مگیر و آرامش خود را هرگز از دست نده و بدان که هروقت کسی بدی می‌کند، در آن لحظه بیمار است.
روزی سقراط، فیلسوف معروف یونانی مردی را دید که خیلی ناراحت و متاثر است. علت ناراحتیش را پرسید، پاسخ داد: در راه که می‌آمدم یکی از آشنایان را دیدم. سلام کردم جواب نداد و با بی‌اعتنایی و خودخواهی گذشت ورفت و من از این طرز رفتار او خیلی رنجیدم.
سقراط گفت: چرا رنجیدی؟
مرد با تعجب گفت: خوب معلوم است، چنین رفتاری ناراحت‌کننده است.
سقراط پرسید: اگر در راه کسی را می‌دیدی که به زمین افتاده و از درد و بیماری به خود می‌پیچد، آیا از دست او دلخور و رنجیده می‌شدی؟
مرد گفت: مسلم است که هرگز دلخور نمی‌شدم. آدم که از بیمار بودن کسی دلخور نمی‌شود.
سقراط پرسید: به جای دلخوری چه احساسی می‌یافتی و چه می‌کردی؟
مرد جواب داد: احساس دلسوزی و شفقت و سعی می‌کردم طبیب یا دارویی به او برسانم.
سقراط گفت: همه‌ی این کارها را به خاطر آن می‌کردی که او را بیمار می‌دانستی، آیا انسان تنها جسمش بیمار می‌شود؟ و آیا کسی که رفتارش نادرست است، روانش بیمار نیست؟ اگر کسی فکر و روانش سالم باشدهرگز رفتار بدی ازاو دیده نمی‌شود؟
بیماری فکر و روان نامش "غفلت" است. باید به جای دلخوری و رنجش، نسبت به کسی که بدی می‌کند وغافل است، دل سوزاند و کمک کرد و به او طبیب روح و داروی جان رساند. پس از دست هیچ‌کس دلخور مشو و کینه به دل مگیر و آرامش خود را هرگز از دست مده و بدان که هر وقت کسی بدی می‌کند، در آن لحظه بیمار است.


[ چهارشنبه 89/2/29 ] [ 12:27 صبح ] [ اکبر حسامی ] [ نظرات () ]

 بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی

در این خاک زرخیز ایران زمین
نبودند جز مردمی پاک دین
همه دینشان مردی و داد بود
وز آن کشور آزاد و آباد بود
چو مهر و وفا بود خود کیششان
گنه بود آزار کس پیششان
همه بنده ناب یزدان پاک
همه دل پر از مهر این آب و خاک
پدر در پدر آریایی نژاد
ز پشت فریدون نیکو نهاد
بزرگی به مردی و فرهنگ بود
گدایی در این بوم و بر ننگ بود
کجا رفت آن دانش و هوش ما
که شد مهر میهن فراموش ما
که انداخت آتش در این بوستان
کز آن سوخت جان و دل دوستان
             *‌‌*‌*‌‌‌*‌‌‌*‌‌‌*
چه کردیم کین گونه گشتیم خوار؟
خرد را فکندیم این سان زکار
نبوداین چنین کشور و دین ما
کجا رفت آیین دیرین ما؟
به یزدان که این کشور آباد بود
همه جای مردان آزاد بود
در این کشور آزادگی ارز داشت
کشاورز خود خانه و مرز داشت
گرانمایه بود آنکه بودی دبیر
گرامی بُد آنکس که بودی دلیر
نه دشمن در این بوم و بر لانه داشت
نه بیگانه جایی در این خانه داشت
از آنروز دشمن بما چیره گشت
که ما را روان و خرد تیره گشت
از آنروز این خانه ویرانه شد
که نان آورش مرد بیگانه شد
چو ناکس به ده کدخدایی کند
کشاورز باید گدایی کند
به یزدان که گر ما خرد داشتیم
کجا این سر انجام بد داشتیم
بسوزد در آتش گرت جان و تن
به از زندگی کردن و زیستن
اگر مایه زندگی بندگی است
دو صد بار مردن به از زندگی است
بیا تا بکوشیم و جنگ آوریم
برون سر از این بار ننگ آوریم


[ جمعه 89/2/24 ] [ 7:42 صبح ] [ اکبر حسامی ] [ نظرات () ]

کتاب «دیدن وندیدن »، گزیده گفتار ونوشته های محسن مخملباف از 1375تا1380دیدن وندیدن  مخملباف است . چاپ اول این کتاب درسال 1381 توسط نشر نی انجام شده است . کتاب دارای 6 بخش است که در408 صفحه تنظیم گردیده است . بدون آن که جملات تایید یا تکذیب شوند ویا درباره شخصیت وافکارنویسنده واکاوی صورت گیرد جملات برگزیده ای از این کتاب ارائه می گردد .

1-برای آن که کسی باشی همیشه احتیاج به یک کس دیگر هست که تو برای اوکسی باشی.

2- غرب باچشم باز زندگی می کند .آدم های غربی برونگراهستند وبه چشم، خیلی احتیاج دارند اما شرق مثل بوداست که چشمهایش را بسته ودستش را به سرش گذاشته است و انگار دارد به جهان درون خودش خداوار فکر می کند درست مثل یک جنین که از جهان بیرون از خودش بی خبر است وبرای او همه چیز به جهان خودش محدود می شود .

3- کار هنرمند ، حیرت کردن است نسبت به هستی وبیان این حیرت برای مخاطب. اگر حیرتی درکار نباشد هنری اتفاق نمی افتد برای آن که همه چیز همان قدر حیرت آور است که عادی است .

4- ما درشرق بلدیم نسبت به هرپدیده کلی وجزئی حیرت نشان دهیم واز حیرت ، غرق لذت شویم وبه کشف وشهود بپردازیم اما غرب همه چیز را یاکشف کرده ویابه هر ناشناخته ای چون موضوعی سر وساده که یک روز بالاخره آن راکشف می کند نگاه می کند .

5- تصور می کنم هر موجودی از جمله انسان ، هسته یک هستی روبه گسترش است وباتخیل ،تصور ،گفتار وعملش ، جهان خود رامی سازد ، محدود می کند یاگسترش می دهد .... هر مخلوقی خود ، دوباره خالق خویش وخالق جهان خویش است .... از این رو گاهی این جهان آنقدر بزرگ است که درش تنها می ماند وگاهی آنقدرکوچک است که درآن خفه می شود گاهی آنقدر تیره وتار است که درآن مأیوس می شودوگاهی آنقدر عاشقانه است که با آن ، چون وحدت وجودیان،یکی می شود .

6- فکر می کنم طالبان درافغانستان معقول تر از موسولینی عمل می کنندچراکه هیچ بنایی رابنیاد نمی کنند وفقط خراب می کنند! گویی دریافته اند که درفرصت های کوتاه ،تنها بهتر است خراب کرد.

7- اگر در دوران گذشته بیست نسل درگیر یک اندیشه بودند در دوران ما هرنسل درگیر بیست اندیشه است . دریافته ام که اگر بخواهیم پیشرفت کنیم باید تمرکزمان را بیشتر روی فرهنگ بگذاریم تا روی تغیرات سیاسی . چون سیاست ، قدرت ها راجابجا می کند درحالی که فرهنگ نحوه نگرش ورفتار جامعه را تغییر می دهد.

8- درفیلم هایی که دولت ها برای توجیه جنگهای خود سفارش می دهند سربازان خودی هرکشور، همیشه خوبند ، درحالی که سربازان دشمن همیشه بدند . رحمت خدا همیشه شامل حال خودی ها می شود درحالی که دیگران نفرین شده ی خدایی هستند .

9- انسان باهوش فقط خوب نمی بیند ونمی شنود بلکه به وقتش می تواند چیزی را نبیند ونشنود .

10- کسی که ناشنوای مادرزاد یا کور مادرزاد است ودرمیانه ی زندگی به او شنوایی وبینایی داده شده قدر صدا وتصویر را می داند . ما شرطی شده ایم که ارزش چیزها را از محرومیت قبلی آن به دست آوریم .

11- این که ملل دیگر حضور سینمای هالیوود را کنترل کنندمعنی اش سانسور نیست جلوگیری ازسانسور است . وقتی جلوی دهان کسی را که جلوی دهان همه راگرفته برای مدتی آن هم تاحدودی بگیری تابقیه هم اندکی فرصت حرف زدن پیداکنند این سانسور نیست .

12- گر بشود روزی جشنواره ای ترتیب داد که در آن از هرکشوری فیلمی شرکت کند که حاوی پلان های حذف شده ی فیلم های آن کشور باشد آن وقت از طریق مقایسه ی سانسور درکشورهای مختلف می توان به یک ارزیابی جامعه شناسانه جدید رسید و روح موذی ومزاحم ملل یاحاکم برملل را شناخت یعنی از تفاوت موارد سانسور درملل مختلف می توان به تفاوت حساسیت های فرهنگی ملل مختلف پی برد .

13- خیّام ،مینی مالیست ترین شاعر دنیاست . او در حدود صد بیت شعرش همواره این مضمون را تکرارکرده که نباید حسرت گذشته را خورد یا از آینده ای که هنوز نیامده کاخ ساخت باید درزمان حال زیست – دراین لحظه گریز پا- چراکه لحظه قبل وبعد از آن تو نیست .باید نهایت لذت را از لحظه ای که در آن قرار داریم ببریم .

14- بیشتر روزنامه های ... از «جنگل ها» می کاهند وبر «جنگ ها» می افزایند ومن چه کنم که «صلح» را حتی بر «عدالت» ترجیح می دهم چراکه می پندارم ملت ها در نبود عدالت ، نیمی از هستی خود را از دست می دهند اما درنبود صلح ، همه آن را.  

15- ما قبل از آن که موجودی باشیم که «انسان» نامیده می شود درطبقه بندی موجودات زنده جای گرفته ایم .زندگی ، اصلی است که حتی انسانیت فرع بر آن است .

16- اگر از کره زمین زندگی (حیات) را حذف کنیم بامریخ تفاوتی ندارد . برخی روزنامه ها روزنامه مرگ اند نه روزنامه زندگی .از همین رو صفحه تسلیت دارند نه صفحه تولد وتبریک! طوری که اگر کسی از دور آن را بخواند خیال می کند این ، بولتن داخلی یک گورستان است وبه همان اندازه از واقعیت زندگی مردم دور است که فیلم های هالیوودی از زندگی واقعی مردم امریکا.

17- یک مسیحی واقعی غربی وقتی می خواهد مومن باشد می کوشد چون مسیح مهربان باشد  درحالی که مثلا" یک مغول واقعی وقتی می خواهد خیلی مغول باشد می کوشد همچون چنگیز خان ، نامهربان باشد وطبیعی است که مهربانی مسیح بادموکراسی ، سازگاری بیشتری دارد تا با نامهربانی مغول .

18- اگر عدم خشونت در بین مردم هند به عنوان یک اصل انسانی و دینی پذیرفته نشده بود هند به دلیل آن همه تنوع فرهنگی ، دینی و زبانی اکنون مرکز مناقشات عالم بود . اندیشه عدم خشونت ، اندیشه فردی گاندی نیست . اگر چنین بود ، گاندی دن کیشوت وار به راهی جدای از مردم هند می رفت این که شعار عدم خشونت گاندی به سرعت از طرف مردم هند اجابت می شود برای آن است که مردم هند ، پیش از اتخاذ این موضع سیاسی ، خشونت را گناه می دانسته اند درست برخلاف آنها که کوتاه ترین ومستقیم ترین راه مبارزه را خشونت می دانند .

19- درسده گذشته ی مبارزاتی ایران ، هرگاه کسی از خشونت ، مدارا ورفتار مدنی سخن گفته است خشونت طلبان او را به سازشکاری وترسو بودن متهم کرده اند وهرکس خشونت بیشتری به خرج داده ، مبارزتر قلمداد شده است .

20- ...چون طبیبان باش وبیماران سرماخورده ات راببخش که در این مرز و بوم ، بیماری روح ، به نام «حسادت» ، از بیماری جسم ، به نام سرماخوردگی رایج تر است .

21- اگر آن چه تو را درد آورده است درد همگانی است آن را درفیلمت در عکست درقصه ات فریاد کن ، اگر درد شخصی است وفقط به تو یکی مربوط است ، تحمل کن . یا اگر نمی توانی فریا نکنی ، درجایی فریاد کن که فقط چشم خودت ببیند وگوش خودت بشنود . از گوش و چشم جمعی ملل تماشاگر وشنونده استفاده یا سوء استفاده شخصی نکن .

22- می گویند پس از گرسنگی ، تنهایی ، مشکل اصلی بشر است ....


[ یکشنبه 89/2/19 ] [ 12:55 صبح ] [ اکبر حسامی ] [ نظرات () ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

اینجا محلی برای ارائه ی آرا و نظرات من است درباره آنچه که می بینم،می خوانم، می شنوم و آنچه در اطرافم اتفاق می افتد.چنانچه کسی یاکسانی عصبانی هستند ونمی توانند مخالف نظر خود رابا دادنِ «صفت» مخاطب قراردهند ویاقلمشان بادُشنام آشناست وبه آسانی به دیگران تهمت می زنند از نظردادن بپرهیزند چراکه درهر صورت نظر ایشان حذف خواهد شد. آوردن لینک وبلاگ ها به معنی تایید همه مطالب آنها ویامدیر وبلاگ نیست،بی‌شک دیدگاه هر کس نشانه‌ی تفکر اوست، ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم ..نقل واستفاده از مطالب این وبلاگ آزاد است اگر دوست داشتید منبع آن را نیز ذکر کنید.
امکانات وب


بازدید امروز: 97
بازدید دیروز: 67
کل بازدیدها: 1105304