سفارش تبلیغ
طراحی فروشگاه اینترنتی
طراحی فروشگاه اینترنتی
حسام ســرا
 
قالب وبلاگ
لینک دوستان

رزمندگان غواصی که با دستان بسته دسته جمعی زنده به گور شدند پس از 27سال شناسایی واجسادآنان به کشوربازگردانده شد........

این خبر کافی است تا مدتی ذهن آدمی درگیر شود درگیر خیلی چیزها ..سکوت کند ..بغض کند ... عصبانی شود ...متنفرشود....حس غرور پیداکند  و....

یادآنان دل آدم را زخمی می کند حال خانواده وبستگان اینان قابل وصف نیست .




اولین تصویر از غواصان دست بسته شهید





اولین تصویر از غواصان دست بسته شهید

اولین تصویر از غواصان دست بسته شهید

اولین تصویر از غواصان دست بسته شهید

 


[ دوشنبه 94/3/18 ] [ 9:37 صبح ] [ اکبر حسامی ] [ نظرات () ]

نقش شبکه های اجتماعی در انتخابات آتی ایران

شبکه های اجتماعی نقش مهمی در زندگی فرهنگی و سیاسی افراد بازی میکنند و امروزه این رسانه ها به منبعی معتبر برای تبلیغات دینی و سیاسی تبدیل شده اند.

موضوع شبکه های اجتماعی و سبک زندگی هر چند در سالهای اخیر مورد توجه برخی اندیشمندان قرار گرفته است اما هنوز به طور دقیق به رابطه میان شبکه های اجتماعی و ابعاد مختلف زندگی اعم از ابعاد فرهنگی، اجتماعی و سیاسی پرداخته نشده است.

بررسی فضای سیاسی سال 2008 امریکا حاکی از آن است که باراک اوباما رئیس جمهور فعلی امریکا با استفاده از شبکه های اجتماعی موجود در فضای مجازی توانست پیروز انتخابات شود و این عرصه نقش بسیار مهمی در پیروزی وی در انتخابات 2008 داشت.درانتخابات بریتانیا نیز شبکه های اجتماعی نقش تعیین کننده ای درپیروزی حزب حاکم داشتند

اما نکته قابل تامل این است که استفاده از فضای مجازی تنها محدود به انتخابات در ایالات متحده امریکا وبریتانیا نیست و در بسیاری از کشورهای دنیا صورت می پذیرد.
با نزدیک شدن به انتخابات مجلس شورای اسلامی  وخبرگان در ایران استفاده از فضای مجازی به طور چشمگیری توسط احزاب و گروه های مختلف افزایش یافته است و به نظر می رسد که استفاده از فضای مجازی معیار جدیدی برای انتخابات پیش رو در ایران باشد.

ایران کشوری است که بیش از 42 میلیون کاربر اینترنتی در آن فعال هستند که نزدیک به 50 درصد از جمعیت کشور را تشکیل می دهند .گروهی بر این باورند که فضای مجازی در ایران نقش تعیین کننده ای در انتخابات خواهد داشت.
به نظرشما فضای مجازی وشبکه های اجتماعی فعال درایران مانند وایبر، واتس آپ ، لاین ، تانگو ،اینستگرام ، تلگرام  و... چه نقشی درانتخابات آتی ایفاخواهندکرد؟


[ شنبه 94/3/9 ] [ 12:26 صبح ] [ اکبر حسامی ] [ نظرات () ]

انسان وانسانیت را دریابیم

انسان وانسانیت را دریابیم

این روزها درباره داعش خبرهای زیادی شنیده ایم درباره علت برآمدن داعش بحث ها فراوان است ...... سخن من اما درباره رفتاری است که امروز زیرپرچم داعش درحال انجام است.....

قرآن مجید تاکید دارد که اگر کسی انسانی را به قتل برساند گویی بشریت را کشته است......  ونویسندگان واندیشمندان  نیز بر این نکته تاکید بسیار کرده اند . جایی از ویکتورهوگو خواندم که گفته بود هرگاه خون بی گناهی ریخته شود همه بشریت در خون آن فرد مسئولند(نقل به مضمون)

راستی چه بر سر بشر متفکر وپیشرفته قرن بیست ویکم آمده که دربرابر سربریدن ، سوزاندن وآنچه فقط درکتابها به نقل از مورخین دروصف قرون وسطی شنیده وخوانده بود واکنش نشان نمی دهد ؟ سازمان ملل رابرای کدام امر انسانی برپاکرده اند که این همه نماینده ، دم فروبسته اند وزبان درکام کشیده اند؟

 

انسان وانسانیت را دریابیم

 

چه اتفاق دیگری باید بیفتد تا حرکتی صورت پذیرد؟ هریک از این آدم ها که مانند گوسفند سربریده می شوند ومانند پارچه ای درآتش درافکنده می شوند سرپرست ونان آور خانواده ای هستد که داغشان مدتها فامیل وقوم و قبیله وعشیره ای را ماتم زده خواهد ساخت  .بشریت به خواب رفته است.دراین اوضاع نابسامان اخلاقی وعاطفی اگر فردا روزی درگوشه ای دیگر از جهان  اتفاقی مشابه روی داد چه خواهند گفت وچه خواهیم گفت .... مدتی است  این اندیشه ذهنم را مشغول کرده است وهرچه بیشتر می اندیشم کمتر درمی یابم .....

مقایسه انسان وحیوان صرف نظر از جنبه فلسفی آن قیاس مع الفارق است اما کاش درکنار این همه انجمن وگروه وکمیته حمایت از حیوانات، کسانی هم به فکر انسان وانسانیت بودند .....

 


[ چهارشنبه 93/11/29 ] [ 8:37 صبح ] [ اکبر حسامی ] [ نظرات () ]

دکترمحمودسریع القلم نوشت:

جامعه ای زنده است:

1.    که در عرصه های اقتصاد ، هنر، علم ، سیاست ، میان شهروندان رقابت قاعده مند وجود داشته باشد

2.    که آموزش اخلاق و مسئولیت اجتماعی در دوره دبستان تمام شده باشد

3.    که تعداد رسانه های غیر دولتی حداقل دو برابر دولتی باشد

4.    که در جاده های آن در هر صدکیلومتر برای شهروندان، استراحتگاه ساخته شده باشد

5.    که شهروندان آن به وفور به هم اعتماد کنند

6.    که حداکثر هزینه ای غذا و مسکن ، 35 درصد درآمد شهروندان باشد

7.    که در فرودگاه های آن ، حداقل از 70 ملیت و 70 شرکت هواپیمایی خارجی تردد کنند

8.    که شهروندان آن وقتی به چهار راهها می رسند ، اتومبیل خود را کاملاً متوقف کنند

9.    که نرخ تورم در آن یک رقمی باشد

10.    که اساتید دانشگاه آن به کار دانشگاهی صرفاً به عنوان شغل نگاه نکنند بلکه برای خود، مسؤولیت و رسالت اجتماعی قایل باشند

11.    که شهروندان آن به انجام کارهای صحیح و منظم توام با سلامتی مالی عادت کرده باشند

12.    که تکمیل پیچیده ترین طرح های "عمرانی" در آن ، حداکثر 3 سال به طول انجامد

13.    که دانمارک از شهروندان آن برای سفر، درخواست ویزا نکند

14.    که مجموعه جامعه و سیستم از مرحله امنیت و بقا عبور کرده باشد

15.    که شهروندان آن پس از تصادف رانندگی که پیش می آید ، حتی یک واژه ناپسند نسبت به طرف مقابل استفاده نکنند

16.    که مدیریت آن جامعه  مبتنی بر سعی و خطا نباشد

17.    که شهروندان نظافت محیط عمومی ، خیابان ها ، جاده ها و سواحل را با نظافت محل سکونت و اتومبیل خود مساوی بدانند

18.    که حداقل سه و نیم درصد نرخ رشد اقتصادی داشته باشد

19.    که شهروندان آن نگران آینده خود نباشند

20.    که دستگاه های اجرایی آن با fact تحلیل کنند و نه با تخیل

21.    که در آن فرهنگ مکتوب بر فرهنگ شفاهی غالب باشد

22.    که شهروندان آن از  اخلاقی بودن و رعایت حریم های اجتماعی ، لذت ببرند

23.    که شان و احترام و منزلت تولیدکننده از صاحب سمت بالاتر باشد

24.    واژه های "ببخشید " ،"عذر می خواهم" و "اشتباه کردم"  به وفور در میان شهروندان رواج داشته باشد

25.    که شهروندان آن ، دندان های سالم داشته باشند

26.    که انتقاد از اندیشه ها و سیاست گذاریها در آن ، پی آمدی نداشته باشد

27.    که سیاست مداران آن با هم قطاران خود در محیط بین المللی مرتب در تعامل باشند

28.    که وقتی پلیس راهنمایی ، اتومبیلی را به خاطر تخلف رانندگی متوقف می کند ، پلیس سراغ راننده برود نه بالعکس

29.    که حفظ تعالی ، شکوفایی وطن و کشور بر هر امر دیگری اولویت داشته باشد

30.    که در آن شهروندان علاقه ای به داشتن سمت دولتی نداشته باشند بلکه با فکر ، همت و توانایی های خود زندگی کنند.


[ یکشنبه 93/9/9 ] [ 12:55 عصر ] [ اکبر حسامی ] [ نظرات () ]

بی اعتمادی دراعتمادعمومی

جای پارک نیست ،مدتی است پشت فرمان ماشین منتظر نشسته ام ...شیشه ماشین پایین است ،مردجوانی حدود 40-30 ساله کیف بردوش نزدیک می شود بالحنی آرام ومودبانه می گوید: «اهل این شهرنیستم، درکارم گره افتاده اگر مقدور است کمک کنید تا از این شهر رهاشوم».

مکث می کنم غیر از کارت بانکی پول نقد همراه ندارم، همین را به او می گویم ،محترمانه می گوید : طلبکار نیستم . و راهش رامی گیرد ومی رود سراغ ماشین دیگری...

شاید این روزها آنچه بیش از هرموضوع دیگری آسیب دیده باشد اعتمادعمومی است . اعتمادعمومی این است که درخواست انسانی یک هموطن مهم تلقی شود نه این که به هیچ انگاشته شود .

افراط وتفریط درکمک به نیازمندان ،سوء استفاده نیازمندان ونیازمندنماها از احساسات انسانی مردم وعوامل پیدا وپنهان دیگر در ایجاد این بی اعتمادی نقش داشته اند .

چه باید کرد؟ فارغ از سلیقه شخصی باید به روشی رسید که بتواند اگر نه درهمه حال دربیشتر اوقات کارآمد باشد . برای تقویت اعتماد عمومی درجامعه کاری می توان کرد؟ نظرشماچیست؟آیا اعتماد مانند کاغذ مچاله شده است ؟

 

 


[ یکشنبه 93/7/20 ] [ 1:0 عصر ] [ اکبر حسامی ] [ نظرات () ]

بعد از مدتها روز جمعه فرصتی پیش آمد تا مناظره کارشناسان مربوط به مسکن را ببینم وبشنوم . از حرف وحدیث های بین مناظره بگذریم که هرکس می کوشید نظرخودش را مطرح کند . اما نمی توانم از بی حوصلگی ودخالت درصحبت ها توسط یکی دونفر از کارشناسان صحبتی نکنم  چیزی که از لوازم اصلی گفتگو به حساب می آید وبدون رعایت ادب ونوبت گفتگو، کلامی منعقد نخواهد شد ...

قسمت پایانی  گفتگو به مناظره دوکارشناس اختصاص داشت یکی از منظر علم اقتصاد صحبت می کرد ومی کوشید برای وعده دادن های اقتصادی منابع آن را هم درنظر داشته باشد ، دیگری احساسات را چاشنی صحبت هایش می کرد ومی کوشید به بیننده  تفهیم کند که اطلاعات بیشتری دراختیاردارد ، حرف طرف مقابل را بارها قطع می کرد  و.. تاجایی که حریف ناچارشد اعتراف کند که من هم بلدم وسط صحبت های شما بیایم ظاهرا شما می خواهید تمام وقت را دراختیار بگیرید... سیما از مردم خواسته بود برای موافقت با نظرات  این دو مناظره کننده پیامک بدهند  آنچه من می نویسم تعریضی بر این پیامک هاست وبه اصل مناظره کار زیادی ندارم :

-    اقثصاد همانند پزشکی یک علم است هریک از دردهای اقتصادی درمانی دارد که تشخیص و تجویز درست می تواند به درمان آن بیماری منجر گرددباید با این پدیده ،علمی برخورد کرد وگرنه مشکلات اقتصادی درمان نخواهند شد همچنان که دردهای جسمی و روانی .

-    گروه زیادی از مردم جامعه تصور می کنند  دولت (منظورم دولت به معنای کلی است وکاری به دولتهای 10 و11 و... ندارم)به هراندازه که بخواهد می تواند پول چاپ کند واگر پول چاپ نمی کند دلش نمی خواهد ویا نمی خواهد وضع مردم بهتر شود . باید دانست که چاپ پول درهرکشور تابع فرمول مشخصی است که به توان مالی کشور ، قدرت تولید، پشتوانه اسکناس و.. بستگی دارد  واگر پول بی پشتوانه ای بی حساب چاپ شود مانند حواله ای که به اندازه موردنیاز برای آن کالا وجود ندارد بی اعتبار خواهد شد .

-    قبل از پرداخت یارانه ها بیشتر مردم حتی بسیاری از تحصیلکردگان معتقد بودند اوضاع اقتصادی جامعه بهتر خواهد شد اما بعد از گذشت چند ماه وقتی پول واریز شده به بازارها رسید قیمت ها سیر صعودی یافت وبسیاری از موافقان اذعان کردند که حاضرند یارانه را به دولت برگردانند اما قیمت ها به زمان پیش از پرداخت یارانه ها برگردد...

-          شرکت کنندگان درنظرسنجی پیامکی که بیشترشان مشکل مسکن دارند به اصل موضوع کمتر  توجه کرده وسخنان احساسی یکی از طرفین مناظره را درمان دردهای خود پنداشتند ودر اتفاقی کم سابقه(شاید هم باسابقه) بیش از 80درصد نظر دهندگان باپاسخ های احساسی وغیر اقتصادی موافق بودند!!

-    جامعه ما دانشجویان وافراد باسواد زیادی دارد،‌مردم ایران به مردمی با فرهنگ مشهورند ، مسئولان از شعور ودرک بالای مردم صحبت می کنند ، کارهای احساسی بسیاری درجامعه صورت گرفته که پس از مدتی ناموفق از آب درآمده ودردی بر دردهای پیشین جامعه ما افزوده است  اینکه تاکجا وکی قرار است این احساسی عمل کردن ما ادامه داشته باشد قابل پیش بینی نیست .

-          مناظره فرصت مناسبی برای بیان واقعیت های جامعه وشنیدن نظر کارشناسان است اما مخاطب این برنامه مخاطب عام است به نظر می رسد باید مبانی علم اقتصاد که مسکن بخشی از آن است برای بیننده بیان شود تا همه به یک سطح اساس مشترک برسند ودر دیدگاها باهم به تفاهم دست یابند وگرنه  این تفاوت دیدگاه واطلاعات بینندگان درک مشترکی ایجاد نخواهد کرد و ای بسا به افتراق جامعه منجر گردد....


[ یکشنبه 93/6/16 ] [ 11:15 عصر ] [ اکبر حسامی ] [ نظرات () ]

سخنان سیاه سپید موی

نوشته هایی از نلسون ماندلا

من باور دارم که ...دعوا و جرّ و بحث دو نفر با هم به معنى این که آن‌ها همدیگر را دوست ندارند نیست.
و دعوا نکردن دو نفر با هم نیز به معنى این که آن‌ها همدیگر را دوست دارند نمى‌باشد.

من باور دارم که ...
هر چقدر دوستمان خوب و صمیمى باشد هر از گاهى باعث ناراحتى ما خواهد شد و ما باید بدین خاطر او را ببخشیم.
من باور دارم که ...
دوستى واقعى به رشد خود ادامه خواهد داد حتى در دورترین فاصله‌ها. عشق واقعى نیز همین طور است.
من باور دارم که ...
ما مى‌توانیم در یک لحظه کارى کنیم که براى تمام عمر قلب ما را به درد آورد.
من باور دارم که ...
زمان زیادى طول مى‌کشد تا من همان آدم بشوم که مى‌خواهم.
من باور دارم که ...
همیشه باید کسانى که صمیمانه دوستشان دارم را با کلمات و عبارات زیبا و دوستانه ترک گویم زیرا ممکن است آخرین بارى باشد که آن‌ها را مى‌بینم.
من باور دارم که ...
ما مسئول کارهایى هستیم که انجام مى‌دهیم، صرفنظر از این که چه احساسى داشته باشیم.
من باور دارم که ...
اگر من نگرش و طرز فکرم را کنترل نکنم،او مرا تحت کنترل خود درخواهد آورد.
من باور دارم که ...
قهرمان کسى است که کارى که باید انجام گیرد را در زمانى که باید انجام گیرد، انجام مى‌دهد، صرفنظر از پیامدهاى آن.
من باور دارم که ...
گاهى کسانى که انتظار داریم در مواقع پریشانى و درماندگى به ما ضربه بزنند، به کمک ما مى‌آین

 د و ما را نجات مى‌دهند.
من باور دارم که ...
گاهى هنگامى که عصبانى هستم حق دارم که عصبانى باشم امّا این به من این حق را نمى‌دهد که ظالم و بیرحم باشم.
من باور دارم که ...
بلوغ بیشتر به انواع تجربیاتى که داشته‌ایم و آنچه از آن‌ها آموخته‌ایم بستگى دارد تا به این که چند بار جشن تولد گرفته‌ایم.
من باور دارم که ...
همیشه کافى نیست که توسط دیگران بخشیده شویم، گاهى باید یاد بگیریم که خودمان هم خودمان را ببخشیم.
من باور دارم که ...
صرفنظر از این که چقدر دلمان شکسته باشد دنیا به خاطر غم و غصه ما از حرکت باز نخواهد ایستاد.
من باور دارم که ...
زمینه‌ها و شرایط خانوادگى و اجتماعى برآنچه که هستم تاثیرگذار بوده‌اند امّا من خودم مسئول آنچه که خواهم شد هستم.
من باور دارم که ...
نباید خیلى براى کشف یک راز کند و کاو کنم، زیرا ممکن است براى همیشه زندگى مرا تغییر دهد.
من باور دارم که ...
دو نفر ممکن است دقیقاً به یک چیز نگاه کنند و دو چیز کاملاً متفاوت را ببینند.
من باور دارم که ...
زندگى ما ممکن است ظرف تنها چند ساعت توسط کسانى که حتى آن‌ها را نمى‌شناسیم تغییر یابد.
من باور دارم که ...
گواهى‌نامه‌ها و تقدیرنامه‌هایى که بر روى دیوار نصب شده‌اند براى ما احترام و منزلت به ارمغان نخواهند آورد.
من باور دارم که ...
کسانى که بیشتر از همه دوستشان دارم خیلى زود از دستم گرفته خواهند شد.
من باور دارم که...
«شادترین مردم لزوماً کسى که بهترین چیزها را داردنیست
بلکه کسى است که از چیزهایى که دارد بهترین استفاده را مى‌کند.»?

 من باور دارم که...

هر روز صبح در جنگل آهوئی از خواب بیدار میشود که می داند باید از شیر تندتر بدود تا طعمه او نگردد ، و شیری که می داند باید از آهوئی تندتر بدود تا گرسنه نماند. مهم نیست که شیر باشی یا آهو ، با طلوع هر آفتاب با تمام توان آماده دویدن باش. 

 من باور دارم که...

مهم این نیست که قشنگ باشی ، قشنگ این است که مهم باشی! حتی برای یک نفر 

ما هم به ذهن سلیم و هم قلب نیازمندیم ،شکوه زندگی این نیست که هرگز به زانو در نیائیم ،در این است که هر بار افتادیم دوباره برخیزیم . 

من باور دارم که...

زندگی شگفت انگیز است فقط اگربدانید که چطور زندگی کنید .

  من باور دارم که...

موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه ی پایان رسیدن .

 من باور دارم که...

بگذارعشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو باکسی .

من باور دارم که...

 کوچک باش و عاشق.. که عشق می داند آئین بزرگ کردنت را ...

من باور دارم که...

 ما زاده شده ایم تا شکوه و بزرگی خداوندی را که در درونمان است،آشکار سازیم و این امر،ه

 مه ی انساتها را در بر می گیرد.

من باور دارم که...

 اگر قرار باشد خون را با خون شست دچار بدبختی می شویم ،ببخشیم اما فراموش نکنیم! 

شجاعت مترادف نترسیدن نیست،بلکه شجاعت به معنای غلبه بر ترس است .

 من باور دارم که...

برای آنکه مانع احساس عدم امنیت دیگران در اطرافمان باشیم ، خود را از انظار دور می سازیم . اما این کار ما را به جایی نمی رساند . ما متولد شده ایم که شکوه و عظمت خداوند را به نمایش در آوریم . چیزی که در درون ماست . نه در درون برخی از ما ، بلکه در درون تک تک ما . و زمانی که به این نور درونمان اجازه تابیدن می دهیم ، ناآگاهانه به دیگران نیز اجازه چنین کاری را می دهیم .

 من باور دارم که...بقای دوستی ها به تفاهم متقابل وابسته است .

  من باور دارم که...

آزادی به بریدن زنجیرها از دست و پا خلاصه نمی شود ،آزادی به احترام گذاشتن آزادی دیگران نیز نیاز دارد.

 و....

از خدا پرسیدم: خدایا چطور می توان بهتر زندگی کرد؟
خدا جواب داد :گذشته ات را بدون هیچ تاسفی بپذیر،
با اعتماد زمان حالت را بگذران و بدون ترس برای آینده آماده شو.
ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز .
شکهایت را باور نکن و هیچگاه به باورهایت شک نکن.
زندگی شگفت انگیز است فقط اگربدانید که چطور زندگی کنید .

 


[ پنج شنبه 92/10/12 ] [ 12:18 عصر ] [ اکبر حسامی ] [ نظرات () ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

اینجا محلی برای ارائه ی آرا و نظرات من است درباره آنچه که می بینم،می خوانم، می شنوم و آنچه در اطرافم اتفاق می افتد.چنانچه کسی یاکسانی عصبانی هستند ونمی توانند مخالف نظر خود رابا دادنِ «صفت» مخاطب قراردهند ویاقلمشان بادُشنام آشناست وبه آسانی به دیگران تهمت می زنند از نظردادن بپرهیزند چراکه درهر صورت نظر ایشان حذف خواهد شد. آوردن لینک وبلاگ ها به معنی تایید همه مطالب آنها ویامدیر وبلاگ نیست،بی‌شک دیدگاه هر کس نشانه‌ی تفکر اوست، ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم ..نقل واستفاده از مطالب این وبلاگ آزاد است اگر دوست داشتید منبع آن را نیز ذکر کنید.
امکانات وب


بازدید امروز: 178
بازدید دیروز: 136
کل بازدیدها: 1233789